السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
31
تفسير الميزان ( فارسي )
براى عموم است ولى تنها در متقين اثر مىگذارد و گرنه همانطور كه در آيات ديگر آمده قرآن كريم روشنگر همه مردم است ) . بحث روايتى در مجمع البيان در ذيل آيه : * ( « جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَالأَرْضُ » ) * از رسول خدا ( ص ) روايت كرده كه شخصى از آن جناب پرسيد : وقتى عرض بهشت همه آسمانها و زمين باشد پس دوزخ كجا است ؟ رسول خدا ( ص ) فرمود : سبحان اللَّه وقتى روز مىآيد شب كجا است . « 1 » مؤلف قدس سره : اين روايت را سيوطى نيز در الدر المنثور از تنوخى روايت كرده ، كه در نامه اى كه از ناحيه هرقل به رسول خدا ( ص ) رسيده اين سؤال آمده بود ، و رسول خدا ( ص ) در پاسخ همين مطلب را ، به طريقى ديگر از ابى هريره روايت كرده كه مردى اين سؤال را كرد و حضرت اين جواب را داد « 2 » . بعضىها اين كلام رسول خدا ( ص ) را اين گونه تفسير كردهاند : كه مراد آن جناب اين بوده كه آتش در علم خداى تعالى است ، همانطور كه شب در هنگام فرا رسيدن روز در علم خداى تعالى است ، اگر منظور اين اشخاص اين است كه آتش از علم خداى تعالى غايب نيست پر واضح است كه اين جواب قانع كننده نيست ، و اشكال را از بين نمىبرد ، چون سؤال از مكان آتش است نه از علم خداى تعالى به آتش ، و اگر منظورشان اين است كه ممكن است مكان ديگرى بيرون از سماوات و ارض باشد كه دوزخ در آن قرار داشته باشد ، گو اينكه اين احتمال فى نفسه بعيد نيست ، ليكن روى اين فرض مقايسه جنت و نار با ليل و نهار ، مقايسه اى صحيح نيست ، براى اينكه شب در هنگام آمدن نهار از حيطه آسمانها و زمين خارج نيست ، و بنا بر اين حق مطلب اين است كه اين تفسير درست نيست . و من گمان مىكنم روايت به يك معنايى ديگر نظر دارد ، و توضيح آن اين است كه آخرت با همه نعمتها و عذابهايش هر چند كه شباهتى با دنيا و لذائذ و آلامش دارد ، و همچنين انسانى كه در آخرت وارد شده هر چند كه همان انسانى است كه به عينه در دنيا بود - هم چنان
--> ( 1 ) مجمع البيان ج 1 - 2 ص 504 . ( 2 ) الدر المنثور ج 2 ص 72 .