السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
20
تفسير الميزان ( فارسي )
در خواب ديدم گاوى را نحر كردند : و نيز ديدم كه لبه شمشيرم شكافى برداشته ، و باز در خواب ديدم كه دست خود را در زرهى بسيار محكم فرو بردم ، خودم اين زره حصين را به مدينه تاويل كردم حال اگر شما صلاح مىدانيد در مدينه بمانيد ، و مشركين را به حال خود واگذاريد ، هر جا را خواستند لشكر گاه كنند ، چون اگر همان جا بمانند بدترين جا ماندهاند ، و اگر داخل شهر ما شوند ، در همين شهر با آنان كارزار مىكنيم . از آن سو قريش هم چنان پيش مىآمد ، تا در روز چهار شنبه در احد پياده شدند ، پنج شنبه و جمعه را هم به انتظار لشكر اسلام ماندند ، روز جمعه رسول خدا ( ص ) بعد از نماز جمعه به طرف احد حركت كرد ، و روز شنبه نيمه شوال سال سوم هجرت جنگ آغاز شد . در آن نظر خواهى كه رسول خدا ( ص ) كرد عبد اللَّه بن ابى نظرش موافق با نظر رسول خدا ( ص ) بود ، نظرش اين بود كه از شهر بيرون نشوند ، رسول خدا ( ص ) هم از بيرون شدن كراهت داشت ، ليكن عده اى از مسلمانان كه خداى تعالى در اين جنگ به فيض شهادتشان گرامى داشت ، و جمعى ديگر غير ايشان كه در جنگ بدر نتوانسته بودند شركت كنند ، عرضه داشتند : يا رسول اللَّه ما را به طرف دشمنانمان حركت بده ، تا خيال نكنند از آنها ترسيديم ، و توانايى نبرد با ايشان را نداريم از سوى ديگر عبد اللَّه بن ابى عرضه داشت : يا رسول اللَّه اجازه بده در مدينه بمانيم ، و به سوى دشمن حركت مكن ، به خدا سوگند اين براى ما تجربه شده كه هرگز از مدينه به طرف دشمنى بيرون نرفتهايم مگر آنكه شكست خوردهايم ، و هيچگاه دشمن داخل شهر ما نشده مگر آنكه از ما شكست خورده است ، دشمن را به حال خود واگذار ، اگر همان جا ماندند كه جز شر چيزى عايدشان نمىشود ، و اگر داخل شهر شدند مردان و زنان و كودكان همه با آنها كارزار خواهند كرد ، حتى از بالاى بام سنگ ، بارانشان خواهند ساخت ، و اگر هم از همان راه كه آمدهاند برگردند با نوميدى و دست از پا درازتر برگشتهاند . ليكن آنهايى كه علاقمند بودند به طرف دشمن حركت كنند همواره از رسول خدا ( ص ) در خواست مىكردند كه با پيشنهادشان موافقت نمايد . تا آن كه رسول خدا ( ص ) به عزم حركت داخل خانه شد ، و لباس رزم را به تن كرد ، و اين جريان روز جمعه بعد از فراغت از نماز جمعه بود ، آن گاه از خانه در آمد ، تا به طرف احد حركت كند ، ليكن مردم پشيمان شده بودند ، و عرضه داشتند يا رسول اللَّه گويا ، نظريه خود را بر جناب عالى تحميل كردهايم ، و اين كار درستى نبوده كه كرديم