السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
15
تفسير الميزان ( فارسي )
كرد كه مراقب باشند تا مبادا كمينگيران دشمن از آنجا بر سپاه اسلام بتازند ، و به عبد اللَّه بن جبير و نفراتش فرمود : اگر ديديد ، لشكر دشمن را شكست داديم ، حتى اگر آنها را تا مكه تعقيب كرديم ، مبادا شما از اين محل تكان بخوريد ، و اگر ديديد دشمن ما را شكست داد و تا داخل مدينه تعقيبمان كرد باز از جاى خود تكان نخوريد ، و هم چنان دره را در دست داشته باشيد . در لشكر قريش ، ابو سفيان خالد بن وليد را با دويست سواره در كمين گمارد و گفت هر وقت ديديد كه ما با لشكر محمد در هم آميختيم ، شما از اين دره حمله كنيد ، تا در پشت سر آنان قرار بگيريد . رسول خدا ( ص ) اصحاب خود را آماده نبرد ساخته ، رايت ( پرچم ) جنگ را به دست امير المؤمنين ع داد ، و انصار بر مشركين قريش حمله ور شدند كه قريش به وضع قبيحى شكست خورد ، اصحاب رسول خدا ( ص ) به تعقيبشان پرداختند ، خالد بن وليد با دويست نفر سواره راه دره را پيش گرفت ، تا از آنجا به سپاه اسلام حمله ور شود ، ليكن به عبد اللَّه بن جبير و نفراتش برخورد ، و عبد اللَّه نفرات او را تير باران كرد ، خالد ناگزير برگشت ، از سوى ديگر نفرات عبد اللَّه بن جبير اصحاب رسول خدا ( ص ) را ديدند كه مشغول غارت كردن اموال دشمنند . به عبد اللَّه گفتند ياران همه به غنيمت رسيدند ، و چيزى عايد ما نشد ؟ عبد اللَّه گفت : از خدا بترسيد كه رسول خدا ( ص ) قبل از شروع جنگ به ما دستور داد از جاى خود تكان نخوريم ، ولى افرادش قبول نكرده ، يكى يكى سنگر را خالى نمودند ، و عبد اللَّه با دوازده نفر باقى ماند . از سوى ديگر رايت و پرچم قريش كه با طلحة بن ابى طلحه عبدى ( كه يكى از افراد بنى عبد الدار بود ) به دست على ع به قتل رسيده و رايت را ابو سعيد بن ابى طلحه به دست گرفت كه او نيز به دست على ع كشته شد و رايت به زمين افتاد اينجا بود كه ، مسافح بن ابى طلحه آن را به دست گرفت و او نيز به دست آن جناب كشته شد تا آنكه نه نفر از بنى عبد الدار كشته شدند ، و لواى اين قبيله به دست يكى از بردگان ايشان ( كه مردى بود سياه به نام صواب ) افتاد على ع خود را به او رسانيد ، و دست راستش را قطع كرد ، او لوا را به دست چپ گرفت ، على ع دست چپش را هم قطع كرد ، صواب با بقيه دو دست خود لوا را به سينه چسبانيد ، آن گاه رو كرد به ابى سفيان و گفت آيا نان و نمك بنى عبد الدار را تلافى كردم ؟ در همين لحظه على ع ضربتى بر سرش زد و او را كشت ، و لواى قريش به زمين افتاد ، عمره دختر علقمه كنانيه آن را برداشت ، در همين موقع بود كه خالد بن وليد از كوه