السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
16
تفسير الميزان ( فارسي )
به طرف عبد اللَّه بن جبير سرازير شد ، و ياران او فرار كردند ، و او با عده كمى پايمردى كرد ، تا همه در همان دهنه دره كشته شدند ، آن گاه خالد از پشت سر به مسلمانان حمله كرد ، و قريش در حال فرار رايت جنگ خود را ديد كه افراشته شده ، دور آن جمع شدند ، و اصحاب رسول اللَّه ( ص ) پا به فرار گذاشتند ، و شكستى عظيم خوردند ، هر كس به يك طرف پناهنده مىشد ، و بعضى به بالاى كوه ها مىگريختند . رسول خدا ( ص ) وقتى اين شكست و فرار را ديد كلاه خود از سر برداشت و صدا زد « انا رسول اللَّه الى اين تفرون عن اللَّه و عن رسوله » « 1 » ؟ در اين هنگام هند دختر عتبه در وسط لشكر بود ، و ميل و سرمه دانى در دست داشت ، هر گاه مردى از مسلمانان را مىديد كه پا به فرار گذاشته آن ميل و سرمه دان را جلو او مىبرد ، كه بيا سرمه بكش ، كه تو مرد نيستى . حمزة بن عبد المطلب مرتب بر لشكر دشمن حمله مىبرد ، و دشمن از جلو شمشيرش مىگريختند ، و احدى نتوانست با او مقابله كند ، در اين بين هند « همسر ابو سفيان » به مردى به نام وحشى قول داده بود كه اگر محمد و يا على و يا حمزه را به قتل برسانى فلان جايزه را به تو مىدهم ، و وحشى كه برده اى بود از جبير بن مطعم ، و اهل حبشه با خود گفت : اما محمد را نمىتوانم به قتل برسانم ، و اما على را هم مردى بسيار هوشيار يافتهام كه بسيار به اطراف خود نظر مىاندازد ، و از ضربت دشمن بر حذر است ، اميدى به كشتن او نيز ندارم ، بناچار براى كشتن حمزه كمين گرفتم ناگهان در زمانى كه داشت مردم را فرارى مىداد ، و از كشته پشته مىساخت ، از پيش روى من عبور كرد ، و پا به لب نهرى گذاشت ، و به زمين افتاد من حربه خود را گرفتم و آن را دور سرم چرخانده و به سويش پرتاب كردم ، حربهام در خاصره او فرو رفت ، و از زير سينه اش برون شد و به زمين افتاد من خود را به او رسانده ، شكمش را دريدم و جگرش را بيرون آورده نزد هنده بردم ، گفتم : اين جگر حمزه است ، هنده آن را از من گرفت ، و در دهان خود نهاده گاز گرفت ، و خداى تعالى جگر حمزه را در دهان آن پليد مانند داعضه ( استخوان سر زانو ) سخت و محكم كرد ، هنده قدرى آن را جويد و بعد بيرون انداخت ، رسول خدا ( ص ) فرمود : خداى تعالى فرشته را واداشت تا آن جگر را به بدن حمزه ملحق كند . وحشى مىگويد : هنده بعد از اين كار كنار جسد حمزه آمد ، و آلت و دو گوش و دست
--> ( 1 ) من رسول خدايم ، به كجا مىگريزيد ، آيا از خدا فرار مىكنيد و آيا از رسول خدا مىگريزيد ؟ .