السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

81

تفسير الميزان ( فارسي )

پس تاويل جمله : « آب بياور ، يا آبم بده » حقيقتى است خارجى در طبيعت انسانى كه منشاش كمال آدمى در هستى و در بقا است ، و در نتيجه اگر اين حقيقت خارجيه به حقيقتى ديگر تبديل شود ، مثلا كارفرما به خاطر اين كه غذا نخورده ، احساس عطش در خود نكند ، و در عوض احساس گرسنگى بكند ، قهرا حكم « آبم بده » مبدل مىشود به حكم « غذا برايم بياور » . و همچنين فعلى كه در جامعه اى از جوامع ، پسنديده بشمار مىرود ، و فعل ديگرى كه فاحش و زشت شمرده مىشود مردم را به اولى وادار ، و از دومى نهى مىكنند ، اين امر و نهى ناشى از اين است كه اولى را بحسب آداب و رسوم خود - كه در جوامع مختلف اختلاف دارد - خوب ، و دومى را بد مىدانند ، كه اين تشخيص خوب و بد هم مستند به مجموعه اى دست به دست هم داده از علل زمانى و عوامل مكانى و سوابق عادات و رسومى است كه به وراثت از نياكان در ذهن آنان نقش بسته و اهل هر منطقه از تكرار مشاهده عملى از اعمال ، آن عمل در نظرش عملى عادى شده است . پس همين علت كه مؤتلف و مركب از اجزايى است و دست به دست هم داده است ، عبارت است از تاويل انجام آن عمل پسنديده و ترك آن عمل ناپسند ، و معلوم است كه اين علت عين خود آن عمل نيست ، ليكن به وسيله عمل و يا ترك نامبرده حكايت مىشود ، و فعل يا ترك متضمن آن و حافظ آن است . پس هر چيزى كه تاويل دارد چه حكم باشد و چه قصه و يا حادثه ، وقتى تاويلش ( و يا علت بوجود آمدنش ، و يا منشاش ) تغيير كرد ، خود آن چيز هم قهرا تغيير مىكند . به همين جهت است كه مىبينيد خداى تعالى در آيه شريفه : * ( « فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَه مِنْه ، ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغاءَ تَأْوِيلِه ، وَما يَعْلَمُ تَأْوِيلَه إِلَّا اللَّه » ) * بعد از آنكه مساله بيماردلان منحرف را ذكر مىكند ، كه به منظور فتنه انگيزى از آيات متشابه معنايى را مورد استناد خود قرار مىدهند كه مراد آن آيات نيست ، اين معنا را خاطر نشان مىسازد كه اين طايفه جستجوى تاويلى مىكنند كه تاويل آيه متشابه نيست ، چون اگر آن تاويلى كه مورد استناد خود قرار مىدهند تاويل حقيقى آيه متشابه باشد ، پيروى آن تاويل هم پيروى حق و غير مذموم خواهد بود ، و در اين صورت معنايى هم كه محكم بر آن دلالت مىكند و با اين دلالت مراد متشابه را معين مىنمايد مبدل مىشود به معنايى كه مراد متشابه نيست ، ولى اينان از متشابه ، آن را فهميده و پيروى نموده‌اند . پس تا اينجا روشن شد كه تاويل قرآن عبارتست از « حقايقى خارجى ، كه آيات قرآن