السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

8

تفسير الميزان ( فارسي )

سر هم نازل مىشده ، بدون اينكه فاصله زيادى ميان آنها افتاده باشد و اين نوع نزول هم نزول تدريجى است . پس آيه نامبرده گفتار ما را نقض نمىكند و همچنين ساير آياتى كه به عنوان نقض ذكر كردند ، هيچيك نقض نيست ( داستان مائده نيز ناقض نيست ، براى اينكه نزول آن هم به تدريج است ، اول بايد سفره را انداخت بعد نان و سپس خورش را در آن نهاد « مترجم » ) و با اين بيان ، جواب از بقيه آياتى كه ذكر شده بود روشن مىشود . و اما اينكه بعضى براى دفع نقض نامبرده گفته‌اند كه : بهتر آنست بگوييم معناى * ( « نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ » ) * انزال بعد از انزال و به عبارت ديگر انزال دفعى است علاوه بر اينكه صرف استحسانى است كه به هيچ وجه نبايد در استعمال لغتها راه يابد ، نقضهاى نامبرده را جواب نمىگويد ، براى اينكه انزال بعد از انزال نيز تنزيل است ، يعنى نزول تدريجى است ، و بايد از آن به تنزيل تعبير كرد پس اين سؤال باقى است كه چرا فرمود : « لَوْ لا نُزِّلَ عَلَيْه الْقُرْآنُ جُمْلَةً واحِدَةً » « 1 » و يا فرمود : « أَنْ يُنَزِّلَ عَلَيْنا مائِدَةً » « 2 » و يا « لَوْ لا نُزِّلَ عَلَيْه . . . » « 3 » . و اما اين سؤال كه اصلا چرا قرآن كريم وحى را به تنزيل و انزال كه لازمه معنايش فرود آمدن از مكانى و الا و يا مقامى و الا است تعبير فرموده ؟ جوابش اين است كه وقتى مقام خداى تعالى بلندترين مقام باشد و آيات قرآنى و يا اوامر و نواهى از آن مقام بسوى بندگان صادر مىشود قهرا مقام بندگان مقامى پايينتر خواهد بود ، كه دستورات الهى در آن مقام مستقر مىشود و خداى تعالى مقام خود را بلند و درجات خود را رفيع خوانده ، فرموده : « إِنَّه عَلِيٌّ حَكِيمٌ » « 4 » . و نيز قرآن كريم را نازل از ناحيه خود خوانده و فرموده : « وَلَمَّا جاءَهُمْ كِتابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّه مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ » « 5 » . پس به اين دو اعتبار ، يعنى بلندى مقام خدا ، و پستى مقام عبوديت ، صحيح است كه آمدن قرآن از آن مقام به اين مقام را نزول خواند .

--> ( 1 ) سوره فرقان آيه 32 . ( 2 ) سوره مائده آيه 112 . ( 3 ) سوره انعام آيه 37 . ( 4 ) سوره شورى آيه 51 . ( 5 ) همين كه بسوىشان بيامد كتابى از ناحيه خدا كه كتابهاى قبلى را امضا مىكرد . سوره بقره آيه 89 .