السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

9

تفسير الميزان ( فارسي )

و به عبارت ديگر ، استقرار وحى در قلب شريف رسول خدا ( ص ) را نازل شدن وحى از خدا به آن حضرت دانست . چون خداى تعالى در آيه : « إِنَّه عَلِيٌّ حَكِيمٌ » « 1 » مقام خود را مقامى و الا و بلند خوانده ، البته در آيه : « وَلَمَّا جاءَهُمْ كِتابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّه مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ » « 2 » استقرار وحى در قلب رسول خدا ( ص ) را به آمدن كتاب هم تعبير كرده است . و اما اينكه در آيه مورد بحث فرمود : « بالحق » مفسرين در معناى آن گفته‌اند : بطور كلى حق و صدق عبارت است از خبر مطابق با واقع ، با اين تفاوت كه چنين خبرى را از آن جهت كه در مقابلش واقعيتى خارجى و ثابت ، وجود دارد حق گويند ، و از اين جهت كه خود خبر مطابق با آن واقعيت خارجى است صدق مىنامند . بنا بر اين اطلاق كلمه « حق » كه به معناى اعيان خارجى و امور واقعى است بر خداى تعالى و گفتن اينكه « خدا حق است » و نيز اطلاقش بر حقايق خارجيه و گفتن اينكه « موجودات خارجى حق هستند » از اين بابت است كه خبر دادن از خدا و از حقايق خارجيه خبرى است مطابق با واقع ، و به هر حال مراد از « حق » در آيه شريفه ، امر ثابت است ، امرى است كه بطلان نمىپذيرد . و ظاهرا حرف « با » در كلمه « بالحق » مصاحبت را مىرساند ، و آيه چنين معنا مىدهد كه : خداى تعالى كتاب را بر تو نازل كرد نازل كردنى همراه با حق ، به طورى كه حق از آن جدا نخواهد بود ، و همراه بودنش با حق باعث مىشود كه نه بعدها بطلان عارضش بشود ، و نه در حين نزول آميخته با بطلان باشد . پس اين كتاب از اينكه روزى بطلان بر او چيره گردد ايمن است ، پس در جمله * ( « نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ » ) * استعاره به كنايه به كار رفته البته مفسرين در معناى حرف « با » وجوهى ديگر ذكر كرده‌اند كه خالى از اشكال نيست . و اما اينكه فرمود : « مصدقا » تصديق از ماده صدق است ، وقتى گفته مىشود من گفتار فلانى را تصديق كردم ، معنايش اين است كه با آن معامله صدق نمودم و اعتراف دارم كه او راست مىگويد ، و همچنين وقتى گفته مىشود : فلان گفتار را تصديق دارم معنايش اين است كه به راستى و درستى آن اعتراف كردم . و مراد از جمله : * ( « لِما بَيْنَ يَدَيْه » ) * كتب آسمانى حاضر در عصر نزول قرآن يعنى تورات

--> ( 1 ) سوره شورى آيه 51 . ( 2 ) سوره بقره آيه 89 .