السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

575

تفسير الميزان ( فارسي )

همه اش مثل اين دستور به نفع شما است و سعادت و راحت و رستگارى شما را تامين مىكند . خداى تعالى در آيه شريفه ، دو دليل بر لزوم اعتصام به حبل اللَّه و عدم تفرقه آورده يكى در جمله : * ( « إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً . . . » ) * و دوم در جمله : * ( « وَكُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ . . . » ) * دليل اول مبتنى است بر اصل تجربه ، و اينكه خود شما در سابق با يكديگر دشمن بوديد ، و تلخىهاى دشمنى را چشيديد ، و خدا شما را از آن نجات داد ، و دليل دوم مبتنى است بر بيانى عقلى كه به زودى خواهد آمد . و اگر در جمله : * ( « فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِه إِخْواناً . . . » ) * دوباره كلمه « نعمت » را ذكر كرد ، براى اين بود كه به امتنانى اشاره كرده باشد كه جمله : * ( « اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّه عَلَيْكُمْ . . . » ) * بر آن دلالت داشت و مراد از « نعمت » همان الفتى است كه نام برد پس مراد به اخوتى هم كه اين نعمت آن را محقق ساخته نيز همان تالف قلوب است . پس اخوت در اينجا حقيقتى ادعايى است نه واقعى ، چون برادرى واقعى عبارت است از شركت دو نفر يا بيشتر در پدر و مادر واحد . ( و يا پدر واحد يا مادر واحد ) . و نيز ممكن است اشاره باشد به اخوتى كه در آيه : « إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ » « 1 » كه حقيقتى است اعتبارى ، زيرا در اين آيه ، خداى تعالى برادرى را در ميان مؤمنين تشريع كرده و آثار و حقوق مهمى بر آن مترتب كرده است . * ( « وَكُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْها . . . » ) * شفاى « حفره » ، به معناى لبه آن است ، البته لبه اى كه هر كس قدم بر آن بگذارد ، مشرف بر سقوط در آن شود . و مراد از كلمه « من النار » يا آتش آخرت است و يا آتش جنگ . اگر منظور آتش آخرت باشد ، در اين صورت منظور از شفاى حفره آن اين خواهد بود كه شما كافر بوديد ، و بين شما و افتادن در آتش دوزخ ، بيش از يك قدم فاصله نبود و آن يك قدم همان مردن شما بود كه از سياهى چشم آدمى به سفيدى آن به آدمى نزديكتر است و خداى تعالى شما را با ايمان آوردنتان نجات داد . و اگر مراد از آن « آتش » جنگ باشد ، منظور اين خواهد بود كه حال آنان را در مجتمع فاسدشان بيان نموده ، بفرمايد شما قبل از ايمان آوردنتان در لبه آتش جنگهايى قرار داشتيد كه هر لحظه ممكن بود برپا گردد . و اين تعبير يعنى آتش خواندن جنگ ، استعمالى شايع دارد . البته استعمالى مجازى و

--> ( 1 ) به درستى كه مؤمنان برادر يكديگرند . « سوره حجرات ، آيه 10 »