السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

542

تفسير الميزان ( فارسي )

يكى از امور مهمى بود كه تاثيرهاى عميقى - هم مادى و هم معنوى - در زندگى اهل كتاب و مخصوصا يهود گذاشت . علاوه بر اينكه با عقيده آنان به محال بودن نسخ سازگار نبود ، به خاطر همين جهات ، بعد از آمدن حكم قبله و برگشتن آن به طرف مكه تا مدتهاى مديد مشاجره و بگومگوى آنان با مسلمين به درازا كشيد . و آنچه از آيه مورد بحث بر مىآيد اين است كه يهوديان در القاى شبهه ، هم شبهه نسخ را پيش كشيده بودند و هم شبهه انتساب حكم به ملت ابراهيم را . در نتيجه حاصل شبهه آنان اين مىشود كه چگونه ممكن است ، در ملت ابراهيم مكه قبله شود با اينكه خداى تعالى در اين ملت ، بيت المقدس را قبله كرده و آيا اين سخن غير از نسخ چيز ديگرى است ؟ با اينكه نسخ در ملت حقه ابراهيم محال و باطل است . آيه شريفه جواب داده كه كعبه قبل از ساير معابد براى عبادت ساخته شده چون اين خانه را ابراهيم ساخت و بيت المقدس را سليمان بنا نهاد كه قرنها بعد از ابراهيم بوده است . * ( « إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ . . . » ) * كلمه « بيت » معنايش معروف است و مراد از « وضع بيت » براى مردم ، ساختن و معين كردن آن براى عبادت مردم است ، براى اينكه مردم آن را وسيله اى قرار دهند براى پرستش خداى سبحان ، و از دور و نزديك به همين منظور به طرف آن روانه شوند و يا به طرف آن عبادت كنند ، و آثارى ديگر بر آن مترتب سازند . همه اينها از تعبير به « بكه » ( كه به معناى محل ازدحام است ) استفاده مىشود و مىفهماند كه مردم براى طواف و نماز و ساير عبادات و مناسك ، پيرامون اين خانه ازدحام مىكنند و اما اينكه اين اولين خانه اى باشد كه بر روى زمين براى انتفاع مردم ساخته شده باشد لفظ آيه بر آن دلالت ندارد ، و نمىرساند كه قبل از مكه ، هيچ خانه اى ساخته نشده بود . و مراد از كلمه « بكه » زمين مكه است ، و اگر آن را « بكه » خوانده ، براى اين است كه مردم در اين سرزمين ازدحام مىكنند ، و چه بسا گفته باشند كه بكه همان مكه است . و بكه خواندنش از باب تبديل ميم به با است ، مثل اينكه كلمه « لازم » را لازب ، و كلمه « راتم » را ، راتب تلفظ نموده و نيز در كلماتى ديگر اين تركيب را مرتكب مىشوند . بعضى ديگر گفته‌اند : بكه غير مكه است . مكه نام شهر است ، ولى بكه ، نام حرم است بعضى ديگر گفته‌اند : نام مسجد الحرام است . و بعضى ديگر گفته‌اند : نام خصوص محل طواف است . كلمه « مبارك » از مصدر « مباركه » باب مفاعله از ثلاثى مجرد « بركت » است و بركت به معناى خير بسيار ، و مبارك به معناى محلى است كه خير كثير بدانجا افاضه مىشود .