السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

52

تفسير الميزان ( فارسي )

باشد ، كه اصطلاحا آن را مجمل نيز مىخوانند ، و محكم در مقابل آن همان مبين است . اين وجه نيز درست نيست براى اين كه خصوصياتى كه در آيه شريفه براى محكم و متشابه ذكر شده با مجمل و مبين تطبيق نمىكند . توضيح اين كه اجمال عبارت است از اين كه لفظ كه معنايش چند جهت دارد ، طورى ادا شود كه شنونده نفهمد مقصود گوينده كدام جهت معنا است ، و همين باعث سرگردانى مخاطب و يا شنونده شود ، و نتواند مراد گوينده را تشخيص دهد ، و بناى اهل زبان در ظرف تفهيم و تفهم بر اين قرار گرفته كه از اين گونه الفاظ پيروى نكنند ، و هر لفظى كه چنين وضعى را دارد جزء الفاظ بى معنا به حساب آورند ، و بنا را بر اين گذاشته‌اند كه گوينده ، شنونده و مخاطب را مؤاخذه نكند كه چرا گفته مرا هيچ گرفتى ؟ و به فرض هم كه مؤاخذه كند ، بگويند لفظ تو مجمل بود ، و ما هر چه در ساير كلمات تو جستجو كرديم تا شايد قرينه اى پيدا كنيم كه لفظ نامبرده را براى ما روشن كند نيافتيم . اين وضعى است كه لفظ مجمل با مبين دارد ، و اگر منظور از محكم و متشابه عينا همين مجمل و مبين مىبود : بايد آيات متشابه - البته بعد از رد به آيات محكم - پيروى شود ، نه خود آيات محكم ، همانطور كه در مجمل و مبين سرانجام و بعد از رفع اجمال به لفظ « مجمل » عمل مىشود نه « مبين » ، و پيروى متشابه امرى است كه ذوق و قريحه تكلم و تفاهم به آن اجازه نمىدهد ، و هيچ اهل زبانى اقدام به آن نمىكند ، حال چه اهل زيغ باشد و چه راسخ در علم ، و باز در چنين فرضى نبايد قرآن كريم ، پيرو متشابه را بيماردل بخواند ، و مذمت كند . چهارم : اينكه گفته‌اند : متشابه عبارت است از آياتى كه نسخ شده ( منسوخ ) كه بايد به آن ايمان داشت ، ولى عمل نكرد . و محكمات آياتى است كه ناسخند يعنى هم بايد به آنها ايمان داشت و هم عمل كرد . اين تفسير را به ابن عباس و ابن مسعود و گروهى از صحابه نسبت داده‌اند ، و به همين جهت بوده كه ابن عباس خود را از عالمان به تاويل مىپنداشته است . و اين تفسير درست نيست ، زيرا در صورتى كه درست باشد هيچ دلالتى ندارد بر اين كه متشابهات قرآن ، منحصرا آيات نسخ شده است ، چون خصوصياتى كه خداى تعالى در اين آيه براى پيروى متشابه آورده كه يكى از آنها فتنه جويى و يكى ديگر تاويل يا بى است ، در بسيارى از آيات غير منسوخه نيز هست ، مانند آياتى كه از صفات و افعال خدا سخن مىگويد ، علاوه بر اين كه اگر اين تفسير درست باشد لازمه اش اين مىشود كه آيات قرآن دو قسم محكم و متشابه نباشد ، بلكه بين آن دو واسطه اى هم باشد ، كه نه محكم است و نه متشابه ، مانند همان