السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
509
تفسير الميزان ( فارسي )
درى را مىكوبد و به هر سوراخ و پناهگاهى دست مىاندازد . دكتر « ژوزف شيتلر » استاد علوم دينى در دانشگاه « لوتران » شيكاگو مىگويد : نهضت دينى كه اخيرا در آمريكا پيدا شده ، چيزى جز تطبيق دين بر مظاهر تمدن جديد نيست ، اين سياستمداران هستند كه اين نهضت را از پشت پرده هدايت و اداره مىكنند ، و مىخواهند به مردم بفهمانند و بقبولانند كه تمدن جديد هيچ تضادى با دين ندارد . چون احساس خطر كردهاند كه اگر اين معنا را با تلقين و به صورت يك نهضت دينى به مردم بقبولانند . فرداست كه خود مردم متدين به دين واقعى ( اگر فرضا روزى فرصت پيدا كنند ) عليه اين تمدن قيام مىكنند . و اما اگر اين نهضت دروغى و قلابى درست انجام شود ، و فرضا روزى در گوشه اى از كشور ، زمزمه نهضتى به راه بيفتد ، ديگر مردم به آن زمزمه اعتنايى نمىكنند ، چون خودشان نهضت كردهاند ، و دين خود را با تمدن روز تطبيق نمودهاند . « 1 » دكتر « جرج فلوروفسكى » بزرگترين مدافع روسى كليساى اورتودوكس هم در آمريكا گفته بود : تعليمات دينى در آمريكا ، تعليمات جدى دينى نيست ، بلكه دلخوشى گنگى است ( كه مردم را از ننگ بىدينى برهاند . ) دليلش هم اين است كه اگر براستى نهضت حقيقى دين بود ، بايد متكى بر تعليمات عميق و واقعى مىبود . « 2 » پس خواننده عزيز ، بايد متوجه باشد كه كاروان دين از كجا سر برآورد و در كجا پياده شد . در آغاز بنام احياى دين ( عقيده و اخلاق و اعمال ) و يا به تعبير ديگر ( معارف و اخلاقيات و شرايع ) سر برآورد و در بىدينى و لا مذهبى و لغو شدن تمامى احكام دين و روى آورى به ماديات و حيوانيت خاتمه يافت . و اين تطور و تحول نبود . مگر بخاطر اولين انحرافى كه از بولس سر زد ، كسى كه مردم قديسش مىخوانند ، يا بولس حواريش مىگويند آرى ، اگر مسيحيان اين تمدن عصر حاضر را كه به اعتراف دنيا انسانيت را به نابودى تهديد مىكند ، تمدن بولسى نام بگذارند ، شايسته تر است . و بهتر مىتوان تصديقش كرد ، تا اينكه مسيح را قائد و رهبر اين تمدن بشمارند و آن جناب را پرچمدار چنين تمدنى بدانند . بحث روايتى در تفسير قمى در ذيل آيه : * ( « ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُؤْتِيَه اللَّه الْكِتابَ » ) * آمده كه عيسى
--> ( 1 ) نقل از مجله آمريكايى « لايف » به شماره 6 فوريه 1956 . ( 2 ) مدرك سابق .