السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

510

تفسير الميزان ( فارسي )

نگفته بود : كه من شما را خلق كرده‌ام ، پس به جاى خدا بر من بندگى كنيد . و ليكن فرموده بود : براى من ربانى شويد ، يعنى علمايى ربانى . « 1 » مؤلف قدس سره : در بيان قبلى ما قرائنى گذشت كه اين حديث را تاييد مىكند ، و اينكه امام فرمود : « نگفته بود من شما را خلق كرده‌ام . . . » بمنزله احتجاج است بر اينكه چنين چيزى را نگفته بوده . چون اگر گفته بود « مرا بپرستيد » ! بايد قبلا خبر داده باشد كه آفريدگار شما منم ، و چنين خبرى نداده است . و نيز در همان كتاب در تفسير آيه : * ( « وَلا يَأْمُرَكُمْ أَنْ تَتَّخِذُوا الْمَلائِكَةَ وَالنَّبِيِّينَ أَرْباباً . . . » ) * آمده كه امام فرمود : در قديم قومى بودند كه ملائكه را مىپرستيدند و قومى از نصارا معتقد بودند كه عيسى رب و خدا است . و يهود معتقد بودند عزيز پسر خداست . لذا خداى تعالى فرمود : عيسى شما را دستور نمىدهد كه ملائكه و پيامبران را ارباب خود بگيريد . « 2 » مؤلف قدس سره : بيان اين نيز گذشت . و در الدر المنثور است كه ابن اسحاق ، و ابن جرير ، و ابن منذر ، و ابن ابى حاتم ، و بيهقى در كتاب « دلايل » ، از ابن عباس روايت كرده‌اند كه گفت : ابو رافع قرظى ( از بنى قريظه كه قبل از ورود به اسلام از يهوديان آنجا بوده . ) گفت : وقتى احبار يهود و نصاراى نجران نزد رسول خدا ص جمع شدند ، و آن جناب ايشان را به اسلام دعوت كرد ، گفتند اى محمد آيا مىخواهى ترا بپرستيم آن طور كه نصارا عيسى بن مريم را مىپرستند ؟ ، مردى از نصاراى نجران كه لقب رئيس به او داده بودند نيز همين سؤال را كرد و گفت : آيا از ما اين را مىخواهى ؟ رسول خدا ص فرمود : معاذ اللَّه ، پناه مىبرم به خدا از اينكه غير خدا را بپرستيم و يا مردم را به پرستش غير او دستور دهيم ، خداى تعالى مرا به چنين چيزى مبعوث نكرده ، و چنين دستورى به من نداده است . دنبال اين پاسخ بود كه اين آيه نازل شد : * ( « ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُؤْتِيَه اللَّه الْكِتابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُوا عِباداً لِي مِنْ دُونِ اللَّه وَلكِنْ كُونُوا رَبَّانِيِّينَ بِما كُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتابَ وَبِما كُنْتُمْ تَدْرُسُونَ . وَلا يَأْمُرَكُمْ أَنْ تَتَّخِذُوا الْمَلائِكَةَ وَالنَّبِيِّينَ أَرْباباً أيَأْمُرُكُمْ بِالْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ » ) * « 3 » . و نيز در همان كتاب آمده : كه عبد بن حميد از حسن روايت كرده كه گفت : به من خبر دادند كه مردى به رسول خدا ص گفته : يا رسول اللَّه ، اينكه درست نيست كه به

--> ( 1 و 2 ) تفسير قمى ج 1 ص 106 ط قم . ( 3 ) در المنثور ج 2 ص 46 ط بيروت .