السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

439

تفسير الميزان ( فارسي )

از دو جهت اختلاف دارد ، يكى از اين جهت كه در آيه اول مامورين همه مردمند ، چون فرموده : * ( « ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ » ) * و در دومى مخاطبين به خود آيه‌اند ، * ( « وَلا يَأْمُرَكُمْ . . . » ) * و اختلاف دوم از اين جهت است كه در آيه اول به عبوديت امر كند و در دومى به اتخاذ ارباب دستور مىدهد . حال بايد ديد علت اين دو اختلاف چيست ؟ اما تفاوت اول علتش اين است كه هر دو تعبير يعنى تعبير * ( « كُونُوا عِباداً لِي » ) * و تعبير « يامركم . . . » هر دو اگر به كسى تعلق بگيرد ، قطعا به اهل كتاب و به عرب موجود در ايام نزول اين دو آيه تعلق مىگيرد ، چيزى كه هست از آنجا كه در آيه اولى تعبير « بگويد » آمده و گفتن بر رودررويى دلالت دارد و موجودين در ايام نزول رو در روى عيسى ع و هيچ پيغمبرى ديگر نبودند ، لذا نفرمود : « به شما بگويد » ، بلكه فرمود : « به مردم بگويد » به خلاف تعبير * ( « وَلا يَأْمُرَكُمْ » ) * در آيه دوم كه امر كردن مستلزم رو در رو بودن نيست ، با غيبت هم مىسازد ، چون امرى كه از ناحيه پيغمبرى به نياكان آن امت تعلق گرفته باشد به اخلاف هم در صورتى كه با نياكان يك قوم و يك امت باشند تعلق مىگيرد و اما قول هر جا استعمال شود اين معنا به ذهن مىدود كه شخصى گوينده بوده و شخصى و يا اشخاصى ديگر شنونده او بوده‌اند ، و اين مستلزم مشافهه و رودررويى و حضور شنونده در صدارس گوينده است ، مگر آنكه در موردى از موارد استعمال ، منظور از « قول » صرف فهماندن باشد . و بنا بر اين اصل در سياق هر دو آيه اين است كه شنونده حاضر فرض شود و خطاب بطور جمع صورت گيرد ، هم چنان كه در آيه دوم به همين صورت آورده و فرموده : * ( « وَلا يَأْمُرَكُمْ . . . » ) * و اگر در آيه اول اين سياق رعايت نشده به خاطر علتى بوده كه ذكر شد . و اما اختلاف دوم ، علتش اين است كه سياق كلام سياق تعريض به نصارا است كه عيسى را مىپرستند و صريحا او را إله خود مىخوانند و اين اعتقاد خود را به دعوت مسيح نسبت مىدهند ، پس به همين خاطر نصارا نسبتى با مسيح دارند و آن اين است كه ( به قول ايشان ) آن جناب فرموده بود : * ( « كُونُوا عِباداً لِي » ) * ، به خلاف ملائكه و انبيا را ارباب گرفتن ، كه اين عمل به آن معنايى كه در غير عيسى براى شرك كرده‌اند مخالفت و ضديت صريح با الوهيت خداى تعالى ندارد ، چون اولا در منطق مشركين خداى تعالى نيز داراى الوهيت براى معبودهاى زير دست خود هست و ثانيا مشركين شركاى خود را إله نخوانده‌اند بلكه رب و مدبر دانسته‌اند ، چيزى كه هست لازمه ربوبيت الوهيت نيز هست . * ( « أيَأْمُرُكُمْ بِالْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ » ) * ظاهر كلام اين است كه خطاب در آن متعلق به همه گروندگان به انبيا است ، چون