السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
438
تفسير الميزان ( فارسي )
كه قرآن كريم فرمود ) خداى تعالى عيسى را مبعوث نكرد ، مگر براى همين كه بعضى از موارد اختلاف آنان را بيان كند و نيز بعضى از چيزهايى كه بر آنان حرام شده بود حلال كند و سخن كوتاه اينكه دعوتشان كند به اينكه به وظائف واجب در باب تعليم و تعلم قيام نمايند و خلاصه اش اين است كه در تعليم و تعلم كتاب خداى سبحان ، ربانى شوند . و آيه مورد بحث هر چند كه مىتواند به وجهى با پيامبر اسلام تطبيق شود ، چون آن جناب هم با اهل كتاب سر و كار داشته ، و اهل كتاب در زمان آن حضرت هم كتاب آسمانى خود را تعليم و تعلم مىكردند و ليكن انطباقش با عيسى ع بيشتر است ، چون آن جناب قبل از رسول خدا ص بوده و سبقت زمانى داشته و رسالتش هم جهانى نبوده بلكه خاص بنى اسرائيل بوده ، به خلاف رسول خدا ص كه پيامبرى جهانى است و همه جهان در زمان آن جناب تعليم و تعلم تورات نداشتند و اما ساير پيامبران اولوا العزم چون نوح و ابراهيم و موسى ع نمىتوانند مورد نظر آيه باشند ، براى اينكه هيچيك از ايشان بر مردمى صاحب كتاب و مشغول تعليم و تعلم آن مبعوث نشده بودند . * ( « وَلا يَأْمُرَكُمْ أَنْ تَتَّخِذُوا الْمَلائِكَةَ وَالنَّبِيِّينَ أَرْباباً » ) * اين جمله عطف است بر جمله « يقول » البته اين بنا به قرائت مشهور است كه فعل مضارع « يا مر » را با نصب خوانده ، چون جمله : « يقول » نيز منصوب است ، مىفرمايد : هيچ بشرى ممكن نيست از ناحيه ما كتاب و حكم و نبوت داده شود ، آن وقت به مردم بگويد . . . و يا شما را امر كند به اينكه ملائكه و انبياء را خدايان خود بگيريد ، معلوم مىشود كسانى بودهاند كه بعضى از انبياء را معبود گرفته و بعضى ديگر ملائكه را معبود گرفته بودهاند و همين طور هم بوده ، چون مجوس كه ملائكه را تعظيم نموده ، براى آنان خضوع مىكردند و در عين حال به يهوديت هم گرايش داشته ، عقائدى و دستور العملهايى داشتند متوسط بين يهوديت و مجوسيت ، و اين مسلك خود را به دعوت دينى مستند مىكردند و عرب جاهليت هم ملائكه را دختران خدا مىدانستند و در عين حال ادعا مىكردند كه بر دين ابراهيم ع هستند ، اين در باره ملائكه پرستى ، و اما پيغمبرپرستى مثالش يهوديت است كه بنا به حكايت قرآن كريم ، عزيز را پسر خدا مىدانستند با اينكه موسى ع چنين چيزى را براى آنان تجويز نكرده بود ، تورات هم بجز توحيد رب دعوتى نداشت ، و اگر موسى ع آن را تجويز كرده بود ، قطعا مىبايست تورات هم به آن امر كرده باشد و حاشا از آن جناب كه چنين شرك روشنى را تجويز كرده باشد . سياق دو آيه مورد بحث ، يعنى آيه : * ( « ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ . . . » ) * و آيه : * ( « وَلا يَأْمُرَكُمْ . . . » ) * ،