السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

43

تفسير الميزان ( فارسي )

مىبرد مانند اين آيه كه مىفرمايد : « آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَيْه مِنْ رَبِّه وَالْمُؤْمِنُونَ » « 1 » و آيه : « ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّه سَكِينَتَه عَلى رَسُولِه وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ » « 2 » و آيه : « لكِنِ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَه » « 3 » و آيه : « النَّبِيَّ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَه » « 4 » . و آيات ديگر از اين قبيل هست كه قبل از ذكر نام امت ، نام آن جناب را ذكر مىكند . و با اين حال اگر مراد از جمله : * ( « وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ » ) * اين باشد كه راسخون در علم به تاويل قرآن دانا هستند - و با در نظر گرفتن اينكه رسول خدا ( ص ) بطور قطع يكى از آنان است - جا داشت همانطور كه گفتيم بفرمايد : « و ما يعلم تاويله الا اللَّه و رسوله و الراسخون فى العلم » چون گفتيم عادت قرآن بر اين است كه هر جا بخواهد مطلبى مشترك ميان امت و رسول خدا ( ص ) را ذكر كند نام رسول خدا ( ص ) را جداگانه ذكر مىكند و اينجا ذكر نكرده ، اگر چه ممكن است كسى در پاسخ ما بگويد : از آنجا كه صدر آيه كه مىفرمايد : « * ( هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ ) * . . . » دلالت داشت بر اينكه آن جناب عالم به كتاب هست ، ديگر حاجت نبوده دوباره نام آن حضرت را به خصوص ذكر كند . پس تا اينجا معلوم شد كه رسول خدا ( ص ) جزء راسخين در علم - كه بعضى آيات را مىفهمند و بعضى را نمىفهمند - نيست ، در نتيجه ظاهر آيه اين مىشود كه علم به تاويل منحصرا از آن خداى تعالى است ، و اين انحصار منافات با استثناى آن جناب ندارد ، هم چنان كه آياتى از قرآن علم غيب را منحصر در خداى تعالى مىكند ، و در عين حال در آيه : « عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِه أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ » « 5 » بعضى از رسولان را استثنا مىنمايد . در اين آيه نيز منافات ندارد كه بفرمايد راسخين در علم مىگويند : « چه آيه اى را بفهميم و چه نفهميم به همه قرآن ايمان داريم » . و در آيات ديگر بفرمايد : همين راسخين در علم كه چنين سخنى دارند به تاويل قرآن دانا هستند ، براى اينكه آيه مورد بحث شانى از شؤون راسخين در علم را بيان مىكند ، و آن اين

--> ( 1 ) سوره بقره آيه : 285 . ( 2 ) سوره توبه آيه : 26 . ( 3 ) سوره توبه آيه : 88 . ( 4 ) سوره تحريم آيه : 8 . ( 5 ) سوره جن آيه : 27 .