السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
342
تفسير الميزان ( فارسي )
داوطلب مىشويد به شكل من در آيد و خداى تعالى شكل مرا به او بدهد و به جاى من كشته و به دار آويخته گردد و در عوض در بهشت با من باشد ؟ جوانى از ميان آنان گفت : يا روح اللَّه من حاضرم ، فرمود : بله تو همانى ، آن گاه رو كرد به بقيه و فرمود : بدانيد كه بعد از رفتن من يكى از شما تا قبل از رسيدن صبح دوازده بار بر من كافر مىشود ( و اظهار بيزارى از من مىكند ) ، مردى از ميان جمع گفت : يا نبى اللَّه آن منم ؟ عيسى ع گفت : مثل اينكه از نفس خودت چنين چيزى را احساس كرده اى ، باشد تو همان شخص باش ، آن گاه رو كرد به بقيه و فرمود : بعد از من ديرى نمىپايد كه به سه فرقه متفرق مىشويد ، دو فرقه به خداى تعالى افتراء مىبندند و در آتش خواهند بود و يك فرقه اهل نجات است ، و آن فرقه اى است كه از شمعون صادقانه پيروى مىكند و به خدا دروغ نمىبندد كه آن فرقه در بهشت خواهد بود ، اين را كه گفت در جلو چشم همه اصحابش از زاويه خانه به طرف آسمان بالا رفت و ناپديد شد . از سوى ديگر يهود كه مدتها در جستجوى مسيح بود ، در همان شب آن خانه را پيدا كرده ، آن جوانى را كه داوطلب شده بود به شكل عيسى ع درآيد ، گرفتند و كشتند و به دار آويختند و سپس آن كس ديگر را كه عيسى ع خبر داده بود تا صبح دوازده نوبت كافر مىشوى را گرفته و او همان كفرها را دوازده بار مرتكب شد . « 1 » مؤلف قدس سره : قريب به اين معنا را از ابن عباس و قتاده و غير آن دو نيز نقل شده و آن گاه گفتهاند بعضى از علما گفتهاند : آن جوانى كه حاضر شد به شكل عيسى ع درآيد ، همان كسى بود كه گزارش داده بود به اينكه عيسى ع كجا است تا او را بگيرند و بكشند ، بعضى ديگر حرفهاى ديگرى زدهاند ، ولى قرآن كريم از همه اين حرفها ساكت است و ما انشاء اللَّه بحث مفصل اين جريان را در تفسير آيه : « وَما قَتَلُوه وَما صَلَبُوه وَلكِنْ شُبِّه لَهُمْ . . . » « 2 » ، ايراد خواهيم كرد . و در كتاب عيون از حضرت رضا ع روايت كرده كه فرمود : امر هيچ يك از انبياء و حجتهاى الهى بر مردم مشتبه نشد مگر امر عيسى ع و بس ، براى اينكه عيسى ع را زنده به آسمان بردند و بين آسمان و زمين قبض روحش كردند و بدن بىروح و روح بىبدنش را به آسمان بردند و دوباره روحش را به بدنش برگرداندند ، اين مضمون كلام
--> ( 1 ) تفسير قمى ، ج 1 ص 103 . ( 2 ) ( به دروغ گفتند ما مسيح عيسى بن مريم رسول خدا را كشتيم ) در صورتى كه او را نه كشتند و نه به دار كشيدند بلكه به آنها امر مشتبه شد . « سوره نساء ، آيه 157 » .