السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

309

تفسير الميزان ( فارسي )

« كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللَّه النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيه وَمَا اخْتَلَفَ فِيه . . . مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِه . . . » « 1 » و منظور از حكمت ، آن معرفتى است كه براى اعتقاد و عمل آدمى مفيد باشد . و بنا بر اين پس اگر در آيه مورد بحث تورات و انجيل را بر كتاب و حكمت عطف كرده ، نبايد اشكال كرد كه مگر تورات و انجيل كتاب نيستند و مگر مشتمل بر حكمت و دستورات نافع براى اعتقاد و عمل نمىباشند ؟ براى اينكه اين عطف از باب « ذكر فرد » بعد از « ذكر جنس » است ، به خاطر رساندن اهميتى كه در فرد هست . پس كسى نپندارد كه الف و لام در « الكتاب » الف و لام استغراق است ، يعنى آيه مىخواهد بفرمايد كه خداى تعالى تمامى كتب آسمانى را به عيسى ع تعليم داده ، براى اينكه اين توهم با آيه زير نمىسازد كه فرموده : « وَلَمَّا جاءَ عِيسى بِالْبَيِّناتِ ، قالَ : قَدْ جِئْتُكُمْ بِالْحِكْمَةِ ، وَلأُبَيِّنَ لَكُمْ بَعْضَ الَّذِي تَخْتَلِفُونَ فِيه ، فَاتَّقُوا اللَّه وَأَطِيعُونِ » « 2 » كه بيانش گذشت . اما بايد ديد كه منظور از تورات چيست و قرآن كريم از اين اسم چه كتابى را در نظر دارد ؟ آن كتابى كه در ميقات در الواحى كه قرآن كريم در سوره اعراف داستانش را آورده و به موسى نازل كرد ؟ و يا اين اسفارى كه فعلا در دست يهود است ، ( به قول بعضىها به مطاعن انبيا شبيه تر است تا به كتاب آسمانى « مترجم » ) قطعا منظور قرآن كريم از كلمه تورات اين اسفار نيست ، براى اينكه خود يهوديان هم اعتراف دارند بر اينكه سند اين اسفار به زمان موسى ع منتهى نمىشود و سلسله سند در فترت و فاصله بين بخت نصر ( يكى از پادشاهان بابل ) و كورش ( يكى از ملوك فارس ) قطع شده ، چيزى كه هست قرآن كريم تمامى مطالب تورات موجود در عصر رسول خدا ص ( كه ما نمىدانيم تا اين عصر چه مقدار ديگرش تحريف شده ) را رد ننموده و آن را بطور كلى مخالف تورات اصلى ندانسته ، هر چند كه به دلالت خود قرآن كريم از تحريف هم به دور نمانده ، چون دلالت آيات قرآن بر اينكه تورات بازيچه دست تحريف شده ، روشن است . از قرآن كريم چنين فهميده مىشود كه انجيل ( كه به معناى بشارت است ) يك كتاب

--> ( 1 ) و قبل از نزول كتاب و وحى مردم همه امت واحده اى بودند ، ليكن چون با يكديگر اختلاف كردند ، خداى عز و جل كتاب ( وحى ) فرستاد تا اختلافشان را رفع بكند ولى مردم بر سر همان وحى هم اختلاف كردند . « سوره بقره آيه 210 » ( 2 ) و وقتى عيسى ع با معجزات روشنش بيامد ، گفت : من برايتان حكمت آوردم و از كتاب و وحى هم مقدارى كه رفع اختلافتان كند آورده‌ام ، پس از خدا بترسيد و مرا در احكام آن كتاب اطاعت كنيد . « سوره زخرف ، آيه 63 » .