السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
280
تفسير الميزان ( فارسي )
اشاره به وسيله ابرو و چشم و دست هم استعمال مىشود ولى در اولى بيشتر به كار مىرود « 1 » . و كلمه « عشى » به معناى طرف آخر روز است ، و گويا از عشوه گرفته شده كه به معناى غبار و تاريكى عارض بر چشم است و باعث مىشود آدمى نتواند اشيا را ببيند ، و به اين مناسبت آن قسمت از زمان را هم كه به طرف تاريكى مىرود عشى ناميدند ، و كلمه « ابكار » به معناى طرف ابتداى روز است ، و معناى اصلى و لغوى اين كلمه استعجال و شتابزدگى بوده است . در اين آيه شريفه نشانه صاحب فرزند شدن زكريا سخن نگفتن وى معرفى شده ، هم چنان كه در داستان مريم نيز نظير آن ، نشانه و علامت شده بود و به مريم دستور دادند كه اگر از مردم كسى را ديدى بگو من براى خداوند ، روزه زبان گرفتهام « 2 » و اين بخاطر شباهتى است كه بين آن جناب يعنى يحيى و عيسى ( ع ) بوده است . در آيه مورد بحث ، حضرت زكريا ( ع ) از خداى تعالى درخواست علامتى كرده ، چون كلمه « آيه » به معناى علامتى است كه بر چيزى دلالت كند ، و در اينكه آيا منظورش اين بوده كه بفهمد نداى « يا زَكَرِيَّا إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلامٍ . . . » از ناحيه خداى تعالى بوده و يا اينكه از ناحيه شيطان بوده ، خلاصه صدايى كه شنيده صداى فرشته بوده يا شيطان و يا منظور اين بوده كه هر وقت همسرش حامله شد او از سخن گفتن عاجز شود ، بين مفسرين اختلاف است . وجه دوم تا حدى از سياق آيات و جريان داستان بعيد به نظر مىرسد ، و ليكن علت اينكه مفسرين جرأت نكردهاند وجه اول را اختيار كنند ، يعنى بگويند منظورش از آن درخواست اين بوده كه بفهمد خطاب نامبرده از ناحيه خدا بوده يا از ناحيه شيطان ، اين بوده كه فكر كردهاند شان انبيا عالىتر از آن است كه شيطان در صدد گمراه كردنشان برآيد و آن حضرات بخاطر عصمتى كه دارند صداى فرشته را از صدا و وسوسه شيطان تشخيص مىدهند و ممكن نيست شيطان با فهم آنان بازى كند ، و در نتيجه طريق فهم بر آنان مشتبه گردد . و اين گفتار هر چند حق است ، و ليكن بايد دانست كه اگر انبيا ( ع ) حق و باطل را تشخيص مىدهند و شناختى دارند ، شناختشان از ناحيه خدا است نه از ناحيه خودشان ، و به استقلال ذاتشان ، و وقتى اين طور شد چرا جايز نباشد كه زكريا همين شناخت را از خدا
--> ( 1 ) مجمع البيان ج 2 ص 440 ط تهران . ( 2 ) سوره مريم آيه 26 .