السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

272

تفسير الميزان ( فارسي )

مىرويد حياتى افاضه كرديم كه آميخته با القاءات شيطان و پليدى و تسويلات و وسوسه هاى او نباشد و خلاصه اينكه حياتى طيب و طاهر به آنان افاضه مىكنيم . و اين دو : يعنى قبول حسن كه گفتيم برگشتش به همان اصطفا است و نبات حسن كه گفتيم برگشتش به طهارت است ، همان اصطفا و طهارتى است كه در ذيل آيات مورد بحث ، به آن اشاره نموده و مىفرمايد : * ( « وَإِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ يا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّه اصْطَفاكِ وَطَهَّرَكِ . . . » ) * و ان شاء اللَّه العزيز ، در تفسير آن توضيحش خواهد آمد . پس روشن شد كه اصطفاى مريم و تطهير وى عبارت است از اينكه دعاى مادرش را مستجاب كرد ، هم چنان كه اصطفاى وى بر زنان عالم عبارت است از اينكه عيسى ( ع ) از او متولد مىشود و اينكه او و فرزندش آيتى براى عالميان باشد ، آيتى كه مصدق كلام خدا باشد كه فرمود : * ( « وَلَيْسَ الذَّكَرُ كَالأُنْثى » ) * . * ( « وَكَفَّلَها زَكَرِيَّا » ) * زكريا با قرعه كشى سرپرست مريم شد ، چون عده اى در باره تكفل وى با يكديگر نزاع داشتند ، و سرانجام به قرعه رضايت دادند و قرعه بنام زكريا در آمد ، هم چنان كه آيه : « وَما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُونَ أَقْلامَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ وَما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يَخْتَصِمُونَ » « 1 » دارد . * ( « كُلَّما دَخَلَ عَلَيْها زَكَرِيَّا الْمِحْرابَ ، وَجَدَ عِنْدَها رِزْقاً . . . » ) * كلمه « محراب » به معناى جايى است كه مخصوص عبادت باشد ، حال چه در مسجد باشد ، و چه در خانه . راغب در مفردات مىگويد : « محراب مسجد » را بقول بعضى از اين جهت محراب خوانده‌اند كه آنجا جاى حرب و ستيز نمودن با دشمن و با هواى نفس است و بعض ديگر گفته‌اند : بدين جهت محراب خوانده شده كه انسان جا دارد كه در آنجا حريب يعنى بريده از كارهاى دنيا و پراكندگى خاطر باشد . بعضى ديگر گفته‌اند : اصل در اين كلمه ، محراب خانه بوده كه به معناى صدر مجلس و بالاى خانه است و سپس در مسجد استعمالش كرده صدر مسجد را هم محراب مسجد خواندند . بعضى ديگر گفته‌اند : در اصل لغت ، كلمه « محراب » نامگذارى شده براى محل عبادت در مسجد ، و اين نام مخصوص صدر مجلس در مسجد است ، چيزى كه هست در صدر

--> ( 1 ) تو نزد آنان نبودى وقتى كه داشتند قرعه مىانداختند ، كه كدامشان كفيل مريم شوند ، و نيز نبودى وقتى كه بر سر تكفل مريم با هم نزاع مىكردند ( سوره آل عمران آيه 44 ) .