السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
239
تفسير الميزان ( فارسي )
جاى مؤمنين اوليا بگيرد ، چنين و چنان مىشود ، و اگر نام عمل را نبرد و به جاى آن لفظى عام آورد ، براى اشاره به اين نكته بوده ، كه گوينده آن قدر از پذيرفتن ولايت كفار نفرت دارد كه نمىخواهد حتى نام آن را ببرد ، همانطور كه خود ما از هر قبيحى ، با كنايه تعبير مىكنيم ، و باز به همين جهت است كه نفرمود : « و من يفعل ذلك من المؤمنين - و هر كس از مؤمنين چنين كند » چون خواست ساحت مؤمنين را پاكتر از آن بداند ، كه مثل چنين عملى را به آنان نسبت دهد . و كلمه « من » در جمله : « من اللَّه » به معناى ابتدا است ، و در مثل چنين مقامى معناى گروه گرايى را افاده مىكند ، و به آيه چنين معنا مىدهد : « و كسى كه چنين كند هيچ ارتباطى با حزب خدا ندارد » ، هم چنان كه در جاى ديگر فرموده : « وَمَنْ يَتَوَلَّ اللَّه وَرَسُولَه وَالَّذِينَ آمَنُوا ، فَإِنَّ حِزْبَ اللَّه هُمُ الْغالِبُونَ » « 1 » . و نيز در حكايتى كه از ابراهيم ( ع ) كرده فرموده : « فَمَنْ تَبِعَنِي فَإِنَّه مِنِّي » « 2 » يعنى از حزب من است ، و به هر حال ، پس معناى آيه ( و خدا داناتر است ) اين است كه چنين كسى در هيچ حالى و اثرى برقرار در حزب خدا نيست . * ( « إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً » ) * كلمه « اتقاء » در اصل از ماده « وقايه از خوف » گرفته شده و چه بسا از باب استعمال مسبب در مورد سبب به معناى خود خوف هم استعمال شود ، و شايد تقيه در مورد آيه نيز از همين قبيل باشد . اين را هم بگوئيم كه استثناى در اين آيه استثناى منقطع است ، يعنى استثنايى است بدون مستثنا منه ، چون آنچه به نظر مىرسد مستثنا منه باشد ، در واقع مستثنا منه نيست ، زيرا اظهار محبت دروغى و از ترس ، محبت واقعى نيست ، و همچنين اظهار ساير آثار ولايت اگر دروغى و از ترس باشد ولايت واقعى نيست ، چون خوف و محبت كه مربوط به قلب است ، دو صفت متضادند ، كه دو اثر متقابل در قلب دارند ، چگونه ممكن است در يك قلب متحد شوند ، و در نتيجه استثناى در جمله : « و هر كس چنين كند از حزب خدا نيست مگر آنكه توليش از ترس باشد » ، استثناى متصل باشد .
--> ( 1 ) و كسى كه خدا و رسول و مردم با ايمان را دوست دارد پيروز است ، چون تنها حزب خدا پيروز است ( سوره مائده آيه 56 ) . ( 2 ) هر كس مرا پيروى كند او از من است سوره ابراهيم آيه 36 .