السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

122

تفسير الميزان ( فارسي )

و نيز آمده : « وَهذا لِسانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ » « 1 » . و نيز آمده : « إِنَّا جَعَلْناه قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ » « 2 » . بلكه اختلاف بين آن دو از جهت مراد و مصداق است ، مصداقى كه مفهوم كلى كلام بر آن منطبق است ، توضيح اينكه ما انسانها به خاطر ارتباطى كه با عالم طبيعت داريم ، و در عالم ماده پديد آمده و در آن زندگى مىكنيم و در آخر هم در آن مىميريم ، ذهنمان مانوس با ماديات شده ، از هر معنايى ، مفهوم مادى آن را مىفهميم ، و هر مفهومى را با مصداق جسمانيش منطبق مىسازيم ، مثلا وقتى از يك نفر مثل خود كلامى بشنويم ، كلامى كه حكايت از حال امرى مىكند بعد از آنكه معناى كلام را فهميديم ، آن را بر مصداقى حمل و منطبق مىكنيم كه معهود ذهن ما ، و نظام حاكم در آن است ، چون مىدانيم گوينده كلام غير اين مصداق را در نظر نگرفته ، چون او هم انسانى است مثل ما ، و خودش هم از چنين كلامى غير آنچه ما فهميديم نمىفهمد ، و غير آن را هم نمىفهماند ، و در نتيجه همين نظام ، نظامى است كه حاكم در مصداق است ، و همين « نظام حاكم در مصداق » ، در مفهوم هم جارى است ، چه بسا مىشود كه به مفهوم كلى استثنا مىزند ، و يا مفهوم يك حكم جزئى را تعميم مىدهد ، يا به هر نحوى ديگر ، در مفهوم دخل و تصرف مىكند كه ما اين تصرفات را ، « تصرف قرائن عقليه غير لفظيه » مىناميم . مثال اين تصرفات اينكه وقتى مىشنويم شخصى عزيز و بزرگ و ثروتمند مىگويد : « وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُه » « 3 » نخست معناى مفردات كلامش را مىفهميم ، سپس مفهوم مجموع كلام آن را هم مىفهميم ، آن گاه در مرحله تطبيق كلى بر مصداق حكم مىكنيم كه حتما اين شخص هزاران انبار در قلعه هايى محكم دارد ، كه مالامال از اشيا و كالا است ، چون هر كس انبار و خزينه درست مىكند براى همين منظور درست مىكند ، و نيز حكم مىكنيم به اينكه آن اشيا و كالاها عبارتست از طلا ، و نقره ، و اثاث خانه ، و زيور آلات ، و سلاحهاى جنگى ، چون چنين چيزهايى را در انبارها و خزينه ها حفظ مىكنند . و هيچ به نظر ما نمىرسد كه آن اشيا ، زمين و آسمان و خشكى و دريا و ستارگان و انسانها باشند ، چون هر چند اينها نيز اشياء هستند : و كلمه « إِنْ مِنْ شَيْءٍ » شامل آنها هم مىشود ، و ليكن اينها انبار كردنى نيستند ، و روى هم انباشته نمىشوند ، و به همين جهت حكم مىكنيم به اينكه منظور گوينده

--> ( 1 ) و اين قرآن زبانى است عربى آشكار و روشن ساز ( سوره نحل آيه 103 ) . ( 2 ) ما آن را كتابى خواندنى و به زبان عربى قرار داديم تا شايد شما تعقل كنيد ( سوره زخرف آيه 3 ) . ( 3 ) هر چه تصور كنيد خزينه هايش نزد ما است ( سوره حجر آيه 21 ) .