السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

112

تفسير الميزان ( فارسي )

پيشگفته اى از قرآن محقق مىشود ، هم چنان كه خداى تعالى در اين مورد فرموده : * ( « وَما يَعْلَمُ تَأْوِيلَه إِلَّا اللَّه وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ » ) * و آن مائيم كه تاويل قرآن را مىدانيم . مؤلف : اين روايتى كه در ضمن حديث بالا از تفسير عياشى از فضيل بن يسار نقل كرديم ، همان مطلبى را افاده مىكند كه اهل سنت از رسول خدا ( ص ) با عباراتى مختلف نقل كرده‌اند و دو تا از آن عبارات را تفسير صافى « 1 » نقل كرده است . يكى اينكه رسول خدا ( ص ) فرمود : « قرآن ظاهر و باطنى و حدى و مطلعى دارد » ، و در جمله دوم فرمود : « قرآن ظاهر و باطنى دارد ، باطنش هم باطنى دارد تا هفت باطن » . و اينكه فرمود : « بعضى از آن معانى رخ داده و بعضى بعدا رخ مىدهد » ظهور در اين دارد كه ضمير در آن به قرآن برگردد ، از اين جهت كه مشتمل بر تنزيل و تاويل است . و بنا بر اين جمله « و قرآن با گردش خورشيد و ماه جريان دارد » نيز شامل تنزيل و تاويل هر دو مىشود ، و در مورد تنزيل با مساله « جرى » ( كه در لسان اخبار اصطلاحى است براى تطبيق كليات قرآن با مصاديقى كه پيش مىآيد ) منطبق مىشود نظير انطباقى كه آيه شريفه : « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّه وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ » « 2 » بر همه طوائف مؤمنين دارد ، چه مؤمنين در عصر نزول آيه ، و چه آنها كه در اعصار بعد مىآيند ، كه اين خود نوعى از انطباق است و نوع ديگرش كه دقيقتر از آنست ، انطباق آيات جهاد بر جهاد نفس ، و انطباق آيات منافقين بر فاسقان از مؤمنين است . و نوع سوم آن ، كه باز از نوع دوم دقيقتر است انطباق آيات منافقين و آيات مربوط به گنه كاران ، بر اهل مراقبت و اهل ذكر و حضور قلب است ، كه اگر احيانا در مراقبت و ذكر و حضورشان كوتاهى و يا سهلانگارى كنند در حقيقت نوعى نفاق و گناه مرتكب شده‌اند . و نوع چهارم كه از همه انواع انطباق دقيقتر است ، انطباق همان آيات منافقين و مذنبين است بر اهل مراقبت و ذكر و حضور ، در قصور ذاتيشان از اداى حق ربوبيت . در اينجا دو نكته روشن شد يكى اينكه معانى قرآن كريم داراى مراتبى است كه بر حسب اختلاف مراتب و مقامات صاحبان آن معانىاش مختلف مىشود ، و لذا مىبينيم دانشمندان اهل بحث ، از مقامات اهل ايمان و ولايت . و از معانى اين عناوين مراتبى ذكر

--> ( 1 ) صافى ج 1 ص 18 . ( 2 ) سوره توبه آيه 120 .