السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

103

تفسير الميزان ( فارسي )

آنان فرموده : « أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّه لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ » « 1 » . و نيز طايفه اى را بنام « متقربين » طايفه اى بنام « مجتبين » عده اى را بنام « صديقين » جمعى را « صالحين » گروهى را « مؤمنين » ناميده و براى هر طايفه اى مرتبه اى از علم و ادراك قائل شده ، كه به زودى در محلهاى مناسب از اين مختصات بحث خواهيم كرد . و نيز در مقابل عناوين پسنديده و مقامات بلندى كه ذكر شد ، عناوين ناستوده و مقامات پستى را براى طوايفى ذكر نموده ، و براى هر طايفه اى مختصاتى از علم و معرفت را شمرده است . طايفه اى را « كافرين » گروهى را « منافقين » جمعى را « فاسقين » عده اى را « ظالمين » و امثال اين ناميده ، و نشانه هايى از سوء فهم و پستى ادراك نسبت به آيات خدا و معارف حقه او اثبات كرده كه به منظور اختصار فعلا از شرح آنها صرفنظر نموده ، ان شاء اللَّه در طول كتاب در خلال بحثهايى كه پيش مىآيد متعرض آنها مىشويم . 10 - اينكه قرآن كريم از حيث انطباق معارف و آياتش بر مصاديق و بيان حال مصاديقش دامنه اى وسيع دارد ، پس هيچ آيه اى از قرآن اختصاص به مورد نزولش ندارد ، بلكه با هر موردى كه با مورد نزولش متحد باشد ، و همان ملاك را داشته باشد جريان مىيابد ، عينا مانند مثلهايى است كه اختصاص به اولين موردش ندارد ، بلكه از آن تجاوز كرده شامل همه موارد مناسب با آن مورد نيز مىشود و اين معنا همان اصطلاح معروف « جرى » است ، كه در اوايل اين كتاب در باره اش سخن رفت . بحث روايتى در تفسير عياشى است كه شخصى از امام صادق ( ع ) از محكم و متشابه پرسيد ، حضرتش فرمودند محكم ، آياتى است كه مورد عمل قرار مىگيرد ، و متشابه آن آياتى است كه مفهومش براى كسى كه معنايش را نمىفهمد مشتبه است « 2 » . مؤلف : در اين حديث اشاره اى است به اين كه متشابه آن نيست كه به هيچ وجه نتوان

--> ( 1 ) آگاه باش كه اولياى خدا نه خوفى تهديدشان مىكند ، و نه اندوهناك مىشوند ( سوره يونس آيه 62 ) . ( 2 ) تفسير عياشى ج 1 ص 162 .