السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

100

تفسير الميزان ( فارسي )

مىگذارد ، عمل هم در علم اثر متقابل دارد ، و باعث پيدايش آن مىشود ، و يا اگر موجود باشد باعث ريشه دار شدن آن در نفس مىگردد ، هم چنان كه قرآن كريم فرموده : « وَالَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا ، وَإِنَّ اللَّه لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ » « 1 » . و نيز فرموده : « وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ » « 2 » . و نيز فرموده : « ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذِينَ أَساؤُا السُّواى أَنْ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّه وَكانُوا بِها يَسْتَهْزِؤُنَ » « 3 » . و نيز فرموده : « فَأَعْقَبَهُمْ نِفاقاً فِي قُلُوبِهِمْ إِلى يَوْمِ يَلْقَوْنَه بِما أَخْلَفُوا اللَّه ما وَعَدُوه ، وَبِما كانُوا يَكْذِبُونَ » « 4 » . و آيات قرآنى در اين معنا نيز بسيار است ، كه همه دلالت مىكند بر اينكه : « عمل چه صالح باشد و چه طالح ، آثارى در دل دارد ، صالحش معارف مناسب را در دل ايجاد مىكند ، و طالحش جهالتها را كه همان علوم مخالفه با حق است » . و نيز فرموده : « إِلَيْه يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُه » « 5 » . و اين آيه شريفه در باب عمل صالح و علم نافع ، كلامى است جامع ، كه مىفهماند كار هر كلام نيكو يعنى هر اعتقاد حق ، اين است كه به سوى خداى عز و جل صعود كند ، و صاحبش را به خدا نزديك بسازد ، و كار عمل صالح هم اين است اين اعتقاد و علم حق را در بالا رفتن كمك كند ، و معلوم است كه بالا رفتن علم اين است كه لحظه به لحظه از جهل و شك و ترديد ، خالص گشته و توجه نفس بدان ، كامل گردد ، و قلب توجه خود را بين علم و چيزهاى ديگر تقسيم نكند ، ( زيرا اين تقسيم همان شرك مطلق است ) . پس هر قدر خلوص آدمى از شك و از خطوات شيطان كاملتر شود ، صعود و ارتفاع علم شديدتر و سريعتر مىشود .

--> ( 1 ) همانا راه هاى خود را به كسانى كه در راه ما جهاد مىكنند مىنمايانيم ، و اين بدان جهت است كه خدا با نيكوكاران است ( سوره عنكبوت آيه 69 ) . ( 2 ) پروردگارت را عبادت كن تا تو را يقين حاصل گردد . ( سوره حجر آيه 99 ) ( 3 ) سرانجام و عاقبت كسانى كه كارهاى زشت انجام مىدهند اين بوده كه آيات خدا را تكذيب كنند ، و اين طايفه همواره آن را استهزا مىكرده‌اند ( سوره روم آيه 10 ) . ( 4 ) نتيجه اعمال نكوهيده شان اين بود كه نفاقى را در دلهايشان افكند ، كه تا روزى كه او را ديدار مىكنند ملازمشان هست ، بخاطر اينكه وعده اى را كه به خدا داده بودند تخلف كردند ، و نيز بخاطر اين كه دروغ مىگفتند ( سوره توبه آيه 78 ) . ( 5 ) سوره فاطر آيه 10 .