السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
9
تفسير الميزان ( فارسي )
كريم در تعليماتش بدان اشاره مىكند ، و آثار اطاعتها و نافرمانىها را به انسان بر مىگرداند انسانى كه جز فقر و احتياج چيزى ندارد ، و باز قرآن در باره اش مىفرمايد : « يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّه وَاللَّه هُوَ الْغَنِيُّ » « 1 » . و در خصوص روزه ، همين برگشتن آثار اطاعت به انسان را در جمله : * ( ( لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ) ) * بيان كرده ، مىفرمايد : فائده روزه تقوا است ، و آن خود سودى است كه عايد خود شما مىشود ، و فائده داشتن تقوا مطلبى است كه احدى در آن شك ندارد ، چون هر انسانى به فطرت خود اين معنا را درك مىكند ، كه اگر بخواهد به عالم طهارت و رفعت متصل شود ، و به مقام بلند كمال و روحانيت ارتقاء يابد ، اولين چيزى كه لازم است بدان ملتزم شود اين است كه از افسار گسيختگى خود جلوگيرى كند ، و بدون هيچ قيد و شرطى سرگرم لذتهاى جسمى و شهوات بدنى نباشد ، و خود را بزرگتر از آن بداند كه زندگى مادى را هدف بپندارد ، و سخن كوتاه آنكه از هر چيزى كه او را از پروردگار تبارك و تعالى مشغول سازد بپرهيزد . و اين تقوا تنها از راه روزه و خوددارى از شهوات بدست مىآيد ، و نزديكترين راه و مؤثرترين رژيم معنوى و عمومىترين آن بطورى كه همه مردم در همه اعصار بتوانند از آن بهره مند شوند ، و نيز هم اهل آخرت از آن رژيم سود ببرد ، و هم شكمبارگان اهل دنيا ، عبارت است از خوددارى از شهوتى كه همه مردم در همه اعصار مبتلاى بدانند ، و آن عبارت است از شهوت شكم از خوردن و آشاميدن ، و شهوت جنسى كه اگر مدتى از اين سه چيز پرهيز كنند ، و اين ورزش را تمرين نمايند ، به تدريج نيروى خويشتندارى از گناهان در آنان قوت مىگيرد و نيز به تدريج بر اراده خود مسلط مىشوند ، آن وقت در برابر هر گناهى عنان اختيار از كف نمىدهند ، و نيز در تقرب به خداى سبحان دچار سستى نمىگردند ، چون پر واضح است كسى كه خدا را در دعوتش به اجتناب از خوردن و نوشيدن و عمل جنسى كه امرى مباح است اجابت مىكند ، قهرا در اجابت دعوت به اجتناب از گناهان و نافرمانىها شنواتر ، و مطيعتر خواهد بود ، اين است معناى آنكه فرمود : * ( ( لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ) ) * . * ( « أَيَّاماً مَعْدُوداتٍ » ) * منصوب آمدن كلمه ( ايام ) بنا بر ظرفيت و به تقدير كلمه ( فى ) است ، و اين ظرف ( در ايامى معدود ) متعلق است به كلمه ( صيام ) ، و ما در سابق هم گفتيم كه نكره آمدن ايام و اتصاف آن به صفت ( معدودات ) براى اين است كه بفهماند تكليف نامبرده ناچيز و بدون مشقت است ، تا به اين وسيله مكلف را در انجام آن دل و جرأت دهد ، و از آنجا كه ما در سابق
--> ( 1 ) هان اى مردم شما همان محتاجان به خدائيد ، و خدا همانا بىنياز است . « سوره فاطر آيه 15 »