السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

88

تفسير الميزان ( فارسي )

معرفى دشمن و مراد از جمله * ( « الَّذِينَ يُقاتِلُونَكُمْ » ) * الذين حالهم حال القتال مع المؤمنين باشد ، يعنى كسانى كه حالشان حال قتال با مؤمنين است ، و كسانى كه در مكه چنين حالى را داشته‌اند همان مشركين مكه بودند . پس سياق اين آيات سياق آيه : « أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّه عَلى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ ، الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ ، إِلَّا أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّه » « 1 » است كه اذن در آن اذنى است ابتدايى ، در قتال با مشركينى كه مقاتله مىكنند نه اينكه معنايش شرط باشد . علاوه بر اينكه آيات پنجگانه همه متعرض بيان يك حكم است ، با حدود و اطرافش و لوازمش به اين بيان كه جمله * ( « وَقاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّه » ) * اصل حكم را بيان مىكند و جمله : « لا تعتدوا . . . » حكم نامبرده را از نظر انتظام تحديد مىكند ، و جمله « و اقتلوهم . . . » ، از جهت تشديد آن را تحديد مىنمايد و جمله : « * ( وَلا تُقاتِلُوهُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ ) * . . . » ، آن را از جهت مكان و جمله : « * ( وَقاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ ) * . . . » از جهت زمان و مدت تحديد مىنمايد ، و جمله « * ( الشَّهْرُ الْحَرامُ ) * . . . » بيان مىكند كه اين حكم جنبه قصاص در جنگ و آدمكشى و خلاصه معامله به مثل دارد ، نه جنگ ابتدايى و تهاجمى و جمله « و انفقوا . . . » مقدمات مالى اين قتال را فراهم مىكند ، تا مردم براى مجهز شدن انفاق كنند پس به نظر نزديك چنين مىرسد كه نزول هر پنج آيه در باره يك امر بوده باشد ، نه اينكه اول آيه اى نازل ، و سپس آيه بعدى آن را نسخ كرده باشد ، آن طور كه بعضى احتمالش را داده‌اند ، و نه اينكه در شؤونى مختلف نازل شده باشد ، كه بعضى ديگر احتمالش را داده‌اند ، بلكه به يك غرض نازل شد ، و آن تشريع قتال با مشركين مكه است كه ، سر جنگ با مؤمنين داشتند . « * ( وَقاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّه الَّذِينَ يُقاتِلُونَكُمْ ) * . . . » قتال به معناى آن است كه شخصى قصد كشتن كسى را كند ، كه او قصد كشتن وى را دارد ، و در راه خدا بودن اين عمل به اين است كه غرض تصميم گيرنده اقامه دين و اعلاى كلمه توحيد باشد ، كه چنين قتالى عبادت است كه بايد با نيت انجام شود ، و آن نيت عبارت است از رضاى خدا و تقرب به او ، نه استيلا بر اموال مردم و ناموس آنان . پس قتال در اسلام جنبه دفاع دارد ، اسلام مىخواهد به وسيله قتال با كفار از حق قانونى انسانها دفاع كند ، حقى كه فطرت سليم هر انسانى به بيانى كه خواهد آمد آن را براى

--> ( 1 ) اذن داده شد به كسانى كه مورد جنگ واقع مىشوند چون به آنان ظلم شده و همانا خداوند به يارى آنان قادر است . كسانى كه از شهرهاى خود خارج شده‌اند به ناحق چون گفته‌اند پروردگار ما اللَّه است . « سوره حج آيه 40 »