السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
649
تفسير الميزان ( فارسي )
* ( « وَإِنْ تُبْتُمْ فَلَكُمْ رُؤُسُ أَمْوالِكُمْ لا تَظْلِمُونَ وَلا تُظْلَمُونَ » ) * . كلمه * ( « وَإِنْ تُبْتُمْ » ) * بيان گذشته ما را كه گفتيم خطاب در آيه به بعضى از مؤمنين است كه بعد از اسلام آوردن هنوز دست از رباخوارى برنداشته بودند ، تاييد مىكند و معناى جمله : * ( « فَلَكُمْ رُؤُسُ أَمْوالِكُمْ » ) * اين است كه اصل مالتان را از بدهكار بگيريد و بهره و ربا را رها كنيد ، « لا تظلمون » نه با گرفتن ربا ظلمى كرده باشيد ، * ( « وَلا تُظْلَمُونَ » ) * و نه با نگرفتن اصل پولتان به شما ظلم شده باشد . و اين آيه دلالت دارد بر اينكه اولا رباخوار ملكيتش نسبت به اصل مال امضا شده و ثانيا گرفتن ربا به همان بيانى كه گذشت ، ظلم است و ثالثا انواع معاملات امضا شده چون نفرمود « و لكم رأس اموالكم » و معلوم است كه مال وقتى « رأس » خوانده مىشود كه در وجوه معاملات و انواع كسب صرف شده باشد . * ( « وَإِنْ كانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلى مَيْسَرَةٍ » ) * لفظ « كان » در اينجا به اصطلاح علم نحو تامه است و معناى « بود » را مىدهد ، مىفرمايد : اگر در ميان بدهكاران فقيرى يافت شود طلبكار بايد او را تا ميسره مهلت دهد و ميسره به معناى تمكن و دارا شدن است در مقابل عسرت كه به معناى فقر و تنگدستى است و معنايش اين است كه آن قدر بايد مهلت دهد تا بدهكار به پرداخت بدهى خود متمكن شود . و اين آيه هر چند مطلق است و مقيد به مورد ربا نيست و ليكن قهرا منطبق با مورد ربا است ، چون رسم اين بود كه وقتى مدت قرض يا هر بدهى ديگر به پايان مىرسيد رباخوار گريبان بدهكار را مىگرفت . و او درخواست مىكرد كه مدت بدهى مرا تمديد كن و من در مقابل اين تمديد ، فلان مقدار و يا به فلان نسبت به قيمت جنس اضافه مىكنم و آيه شريفه از اين عمل نهى نموده و دستور مىدهد به بدهكار مهلت دهند . * ( « وَأَنْ تَصَدَّقُوا خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ » ) * يعنى ، و اگر به كلى بدهى مديون را به او ببخشيد و بر او تصديق كنيد براى شما طلبكاران بهتر است ، چون اگر چنين كنيد يك زيادى ممحوق ( يعنى نابود شدنى ) را مبدل كردهايد به زيادى رابيه ( يعنى باقى و جاويدان ) . « * ( وَاتَّقُوا يَوْماً تُرْجَعُونَ فِيه إِلَى اللَّه ) * . . . » اين جمله دنباله اى است براى آيات ربا كه حكم ربا و جزاى آن را بيان مىكرد و اين جمله با تذكرى عمومى روز قيامت را با پاره اى از خصوصياتش كه مناسب با مقام آيه است يادآور مىشود تا دلها با ياد آن آماده پرهيز از خدا و ورع و اجتناب از محرمات او گردد ، آن