السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
643
تفسير الميزان ( فارسي )
مصونيت را سلب نموده ، نفوس را تحريك مىكند تا از هر راهى و وسيله اى كه ممكن باشد چه با زبان و چه با عمل ، چه مستقيم و چه غير مستقيم از يكديگر انتقام بگيرند ، و همه اينها باعث تفرقه و اختلاف مىشود و اين هم راه هاى فساد و زوال و تباهى مال را مىگشايد و كمتر مالى از آفت و يا خطر زوال محفوظ مىماند . همه اينها براى اين است كه صدقه و ربا هر دو با زندگى طبقه محروم و محتاج تماس دارد زيرا احتياج به ضروريات زندگى ، احساسات باطنى آنان را تحريك كرده و در اثر وجود عقده ها و خواسته هاى ارضا نشده آماده دفاع از حقوق زندگى خود گشته و هرطور كه شده در صدد مبارزه بر مىآيند اگر در اين هنگام به ايشان احسان شده و كمكهاى بلاعوض برسد احساساتشان تحريك مىشود تا با احسان و حسن نيت خود ، آن احسان را تلافى كنند و اگر در چنين وضعى در حق آنان با قساوت و خشونت رفتار شود بطورى كه تتمه مالشان هم از بين برود و آبرو و جانشان در خطر افتد ، با انتقام مقابله خواهند كرد و به هر وسيله اى كه دستشان برسد طرف مقابل را منكوب مىسازند و كمتر رباخوارى است كه از آثار شوم اين مبارزه محفوظ بماند بلكه آنهايى كه سرگذشت رباخواران را ديدهاند همه از نكبت و نابودى اموال آنان و ويرانى خانه ها و بى ثمر ماندن تلاشهايشان از قهر فقرا خبر مىدهند . لازم است كه خواننده عزيز به دو نكته توجه كند اول اينكه علل و اسبابى كه امور و حوادث اجتماعى مستند به آنها است تاثيرشان صد در صد نيست ، بلكه تاثيرش در حدود هشتاد درصد است ، در نتيجه ما نيز از آنچه مىكنيم نتايج هشتاد درصد را مىجوئيم و وقتى اراده مىكنيم اسبابى را فراهم كنيم ، اسبابى فراهم مىكنيم كه باز تاثيرش اغلبى و هشتاد درصد است نه دائمى و قطعى و صد در صد ، چيزى كه هست در همه اين موارد احتمال خلاف را كه همان بيست درصد است به حساب نمىآوريم و اما علتهاى تامه و صد در صدى كه معلولهاى آنها از آنها جدا نمىشوند تنها در عالم طبيعت يافت مىشوند و بايد از راه علوم حقيقيه كه پيرامون حقائق خارجيه بحث مىكنند آنها را كشف نمود . و اگر در آيات احكام كه در آنها از مصالح و مفاسد اعمال و سعادت و شقاوتى كه در پى دارند بحث مىشود دقت كنيم اين معنا را به خوبى مىفهميم كه قرآن كريم آثار و علل اعمال انسانى را مانند علل طبيعى و اسباب تكوينى صد در صد دانسته ، هم چنان كه عقلا نيز تاثير غالبى و هشتاد درصد اعمال را دائمى و صد در صد مىدانند . دوم اينكه جامعه مانند فرد است و امور اجتماعى نظير امور فردى در همه احوال وجودى مثل همند مثلا همانطور كه يك فرد از انسان حيات و زندگى و مرگ و افعال و آثارى دارد