السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

589

تفسير الميزان ( فارسي )

گذشت روزگار ، درستى نظريه قرآن را كشف كرد ، و ثابت نمود همانطور كه قرآن فرموده تا طبقه پائين جامعه ، از راه امداد و كمك به حد متوسط نزديك نگردند و طبقه مرفه از زياده روى و اسراف و تظاهر به جمال جلوگيرى نشده ، و به آن حد متوسط نزديك نشوند ، بشر روى رستگارى نخواهد ديد ، آرى همه ما تمدن غرب را ديديم ، كه چگونه داعيان آن ، بشر را به بىبندوبارى در لذات مادى و افراط در لذات حيوانى واداشتند و بلكه روشهاى جديدى از لذتگيرى و استيفاى هوسهاى نفسانى اختراع نمودند ، و در كامگيرى خود و اشاعه اين تمدن در ديگران ، از به كار بردن هيچ نيرويى مضايقه ننمودند ، و اين باعث شد كه ثروتها و لذات خالص زندگى مادى همه به طرف نيرومندان و توانگران سرازير شده و در دست اكثريت مردم جهان كه همان طبقات پائين جامعه ها مىباشند چيزى به جز محروميت نماند ، و ديديم كه چگونه طبقه مرفه نيز به جان هم افتاده و يكديگر را خوردند تا نماند مگر اندكى ، و سعادت زندگى مادى مخصوص همان اندك گرديد ، و حق حيات از اكثريت ، كه همان توده هاى مردم هستند سلب شد . و با در نظر گرفتن اينكه ثروت بى حساب و فقر زياد آثار سويى در انسان پديد مىآورد ، اين اختلاف طبقاتى تمامى رذائل اخلاقى را برانگيخت ، و هر طرف را به سوى مقتضاى خويش پيش راند ، و نتيجه آن اين شد كه دو طائفه در مقابل يكديگر صف آرايى كنند و آتش فتنه و نزاع در بين آنان شعله ور شود ، توانگر و فقير محروم و منعم ، واجد و فاقد همديگر را نابود كنند و جنگهاى بين المللى به پا شود ، و زمينه براى كمونيسم فراهم گردد ، و در نتيجه حقيقت و فضيلت به كلى از ميان بشر رخت بر بندد و ديگر بشر روزگارى خوش نبيند ، و آرامش درونى و گوارايى زندگى از نوع بشر سلب شود ، اين فساد عالم انسانى چيزى است كه ما امروزه خود به چشم مىبينيم ، و احساس مىكنيم كه بلاهايى سختتر و رسوايىهايى بيشتر ، آينده نوع بشر را تهديد مىكند . و نيز بزرگترين عامل اين فساد از طرفى از بين رفتن انفاق ، و از سوى ديگر شيوع ربا