السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
580
تفسير الميزان ( فارسي )
مناظره اى با او كرده ، حتما بر سر اين بوده است كه آيا بتها پروردگار هستند ؟ يا خداى تعالى ؟ در رواياتى چند كه شيعه و سنى در ذيل آيه : « * ( أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلى قَرْيَةٍ وَهِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها ) * . . . » نقل كردهاند آمده است كه : صاحب اين داستان « ارمياى » پيغمبر بوده است و در تعدادى از روايات آمده است كه او « عزير » بوده ، ولى هر دو دسته ، خبرهاى واحدند كه پذيرفتن و عمل كردن به خبر واحد در غير احكام فقهى دين واجب نيست ، علاوه بر اين ، سند روايات نيز ضعيف است و هيچ شاهدى از ظاهر آيات بر طبق آنها نيست . و از سوى ديگر اين داستان در تورات هم نيامده ، تا تورات شاهد بر يك دسته از روايات باشد ، و آنچه در روايات آمده داستانى طولانى است ، كه روايات در باره جزئياتش اختلاف دارند ، و چون بحث در آن از هدف اين كتاب خارج است ، از نقل رواياتش صرفنظر كرديم ، اگر كسى بخواهد مىتواند به كتبى كه متعرض نقل آنها است ، مراجعه نمايد . و در كتاب معانى الاخبار از امام صادق ع روايت آورده كه در تفسير آيه « * ( وَإِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى ) * . . . » در ضمن حديثى فرمود : اين آيه متشابه است ، و معنايش اين است كه ابراهيم از « كيفيت » پرسيد ، و كيفيت فعل خداى تعالى حقيقتى است كه اگر عالمى ( يا پيامبرى ) از آن آگاه نباشد برايش تعجبآور نيست ، و چنان نيست كه توحيدش ناقص باشد . « 1 » مؤلف : بيان گذشته ما معناى اين حديث را روشن مىسازد و در تفسير عياشى از على بن اسباط روايت شده كه گفت : حضرت ابى الحسن رضا ع در پاسخ كسى كه از معناى آيه : * ( « وَلكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي » ) * پرسيده بود كه مگر ابراهيم ع در قدرت خدا شك داشته است ؟ فرمود : نه ، و ليكن منظورش اين بوده كه خدا ايمانش را زيادتر كند « 2 » . مؤلف : اين معنا را مرحوم كلينى در كتاب كافى هم از امام صادق و عبد صالح امام موسى بن جعفر ع روايت كرده كه بيانش گذشت . « 3 » و مؤلف در تفسير قمى از پدرش از اين ابى عمير از ابى ايوب از ابى بصير از امام صادق
--> ( 1 ) معانى الاخبار ص 129 ( 2 ) تفسير عياشى ج 1 ص 143 ( 3 ) اصول كافى ج 2 ص 399