السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

571

تفسير الميزان ( فارسي )

« أوَ لَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّه الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَالأَرْضَ ، وَلَمْ يَعْيَ بِخَلْقِهِنَّ بِقادِرٍ عَلى أَنْ يُحْيِيَ الْمَوْتى ، بَلى إِنَّه عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ » « 1 » . * ( « قالَ أوَ لَمْ تُؤْمِنْ ؟ قالَ بَلى وَلكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي » ) * . كلمه « بلى » همان بله فارسى را معنا مىدهد ، و كارش رد نفى است ، و به همين جهت در جمله منفى معناى اثبات را مىدهد ، مانند اين آيه : « ألَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى » « 2 » و در اينجا اگر به جاى « بلى » كلمه « نعم » يعنى آرى آمده بود سر از كفر در مىآورد . و كلمه « طمانينة » و « اطمينان » به معناى سكون و آرامش نفس بعد از ناراحتى و اضطراب است ، و اين استعمال ريشه از اينجا گرفته كه مىگويند : « اطمأنت الارض » يعنى زمين مطمئن شد ، يا مىگويند : « ارض مطمئنة » يعنى زمينى مطمئن ( و منظورشان زمينى است كه در آن گودى هست ، و در هنگام باران آب در آنجا جمع مىشود ، و نيز سنگ كوه هم به طرف آن سرازير مىگردد ) . خداى تعالى در اينجا اينطور سؤال كرد كه : « * ( أوَ لَمْ تُؤْمِنْ ) * ؟ » و نپرسيد : « ألم تؤمن » با اينكه معناى هر دو يكى است ، ولى در تعبير اولى اشاره به اين جهت نيز هست كه سؤال و درخواست ، سؤالى بجا و به مورد است ، ليكن جا ندارد طورى عنوان شود كه با عدم ايمان به احيا و زنده كردن مقارن باشد . و اگر فرموده بود : « ألم تؤمن » ، دلالت مىكرد بر اينكه گوينده ، يعنى خداى تعالى سؤال او را ناشى از عدم ايمان ، تلقى كرده ، آن وقت جمله نامبرده جنبه عتاب و ملامت به خود مىگرفت ، كه اى ابراهيم چنين سؤالى از تو زشت است . حال ببينيم « واو » در آيه چگونه چنين اثرى را از خود نشان مىدهد ؟ علتش اين است كه واو در اينجا براى جمع كردن بين دو معنى است ، و استفهام خداى تعالى را چنين معنا مىدهد آيا « بىايمانى » با « سؤال » همراه است يا نه ؟ و او در پاسخ عرضه داشت : نه بىايمان نيستم ، و اگر اين « واو » نبود معناى استفهام ، سؤال از علت درخواست مىشد ، آن وقت عتاب و ملامت را نتيجه مىداد . و در اين كلام « ايمان » مطلق آمده ، و به چيزى اضافه نشده و نفرموده : به چه چيز ايمان دارى ؟ بلكه بطور مطلق پرسيده : « مگر ايمان ندارى ؟ » و اين دلالت دارد بر اينكه ايمان به خداى سبحان با شك در امر « احياء » و « بعث » جمع نمىشود ، هر چند كه در مورد آيه ، خصوص

--> ( 1 ) آيا نديدند كه خدا همان كسى است كه آسمانها و زمين را آفريد و از خلقت آنها خسته نشد ، مىتواند مردگان را زنده كند ؟ بله مىتواند ، او بر هر چيزى قادر است . « سوره احقاف آيه 33 » ( 2 ) آيا من پروردگار شما نيستم ؟ گفتند بلى . « سوره اعراف آيه 171 »