السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
393
تفسير الميزان ( فارسي )
مترجم : معناى نسخ شدن آن به وسيله آيه ميراث روشن شد ، و اما نسخ شدنش به وسيله آيه عده وفات براى اين است كه آيه مورد بحث مشتمل بر دو چيز بود ، يكى همان كه ، خرجى يك سال را از مال شوهر مىبرد ، دوم اينكه ، در مدت يك سال از خانه شوهر بيرون نمىرود ، و اگر رفت خرجى يك سال را به او نمىدهند ، آيه ، عده وفات را مىگويد كه زن تنها چهار ماه و ده روز از شوهر كردن خوددارى مىكند . و در كتاب كافى و تفسير عياشى آمده ، كه شخصى از امام صادق ع سؤال كرد مردى كه زنش را طلاق داده ، آيا بايد چيزى از مال به او بدهد ؟ فرمود بله ، مگر آن مرد دوست نمىدارد از نيكوكاران باشد ، مگر نمىخواهد از پرهيزكاران باشد ؟ ! . « 1 » بحث علمى از آنجايى كه قانونگذار قوانين اسلام ، خداى تعالى است همه مىدانيم كه اساس قوانينش ( مانند قوانين بشرى ) بر پايه تجارب نيست ، كه قانونى را وضع كند و بعد از مدتى به نواقص آن پى برده ناگزير لغوش كند ، بلكه اساس آن مصالح و مفاسد واقعى بشر است ، چون خدا به آن مصالح و مفاسد آگاه است ، ليكن به حكم تعرف الاشياء باضدادها ، ما براى درك ارزش قوانين الهى چه بسا نيازمند باشيم به اينكه در احكام و قوانين و رسوم دائر در ميان امتهاى گذشته و حاضر تامل و دقت كنيم . از سوى ديگر پيرامون سعادت انسانى بحث كنيم ، و به دست آوريم كه به راستى سعادت واقعى بشر در چيست ؟ ، و آن گاه نتيجه اين دو بررسى را با يكديگر تطبيق كنيم تا ارزش قوانين اسلام و مذاهب و مسلكهاى اقوام و ملتهاى ديگر را به دست آوريم ، و روح زنده آن را در بين ارواح آن قوانين متمايز ببينيم ، و اصلا مراجعه به تواريخ ملل و سير در آنها و بررسى خصائل و مذاهب ملل عصر حاضر براى همين است كه به قدر و منزلت اسلام پى ببريم ، نه اينكه احتمال مىدهيم در اقوال گذشته و معاصر ، قانون بهتر و كاملترى هست و مىخواهيم به جستجوى آن برخيزيم . و به همين منظور مساله را از چند نقطه نظر مورد بحث قرار مىدهيم . 1 - اينكه زن در اسلام چه هويتى دارد ؟ و هويت زن را با هويت مرد مقايسه كنيم .
--> ( 1 ) كافى ، ج 6 ، ص 104 و تفسير عياشى ، ج 1 ، ص 124