السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
374
تفسير الميزان ( فارسي )
سبحان نيز به كار مىرود ، هم چنان كه مىبينيم در آيات زير به كار رفته « وَاللَّه بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ » « 1 » « وَرَبُّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ حَفِيظٌ » « 2 » * ( « وَاللَّه بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ » ) * « 3 » « إِنَّه هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ » « 4 » « أَنَّه عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ » « 5 » . حال به بحثى كه داشتيم برگشته و مىگوئيم : لفظ « عقل » همانطور كه توجه فرموديد از اين باب بر ادراك اطلاق مىشود كه در ادراك عقد قلبى به تصديق هست و انسان را به اين جهت عاقل مىگويند ، و به اين خصيصه ممتاز از ساير جانداران مىدانند كه خداى سبحان انسان را فطرتا اينچنين آفريده كه در مسائل فكرى و نظرى حق را از باطل ، و در مسائل عملى خير را از شر ، و نافع را از مضر تشخيص دهد ، چون از ميان همه جانداران او را چنين آفريده كه در همان اول پيدا شدن و هست شدن خود را درك كند و بداند كه او ، اوست و سپس او را به حواس ظاهرى مجهز كرده تا به وسيله آن ، ظواهر موجودات محسوس پيرامون خود را احساس كند ، ببيند و بشنود و بچشد و ببويد و لمس كند و نيز او را به حواسى باطنى چون : « اراده » ، « حب » ، « بغض » ، « اميد » ، « ترس » و امثال آن مجهز كرده تا معانى روحى را به وسيله آنها درك كند ، و به وسيله آن معانى ، نفس او را با موجودات خارج از ذات او مرتبط سازد و پس از مرتبط شدن ، در آن موجودات دخل و تصرف كند ، ترتيب دهد ، از هم جدا كند ، تخصيص دهد و تعميم دهد و آن گاه در آنچه مربوط به مسائل نظرى و خارج از مرحله عمل است ، تنها نظر دهد و حكم كند ، و در آنچه كه مربوط به مسائل عملى است و مربوط به عمل است حكمى عملى كند ، و ترتيب اثر عملى بدهد و همه اين كارهايى را كه مىكند بر طبق مجرايى مىكند كه فطرت اصلى او آن را تشخيص داده ، و اين همان عقل است . ليكن بسا مىشود كه يكى يا چند قوه آدمى بر ساير قوا غلبه مىكند و كورانى و طوفانى در درون به راه مىاندازد ، مثلا درجه شهوتش از آن مقدارى كه بايد باشد تجاوز مىكند ، و يا درجه خشمش بالا مىرود ، ( و به حكم اين كه گفتهاند : حقيقت سرابى است آراسته - هوا و هوس گرد برخاسته ) چشم عقلش نمىتواند حقيقت را درك كند ، در نتيجه حكم بقيه قواى درونيش باطل و يا ضعيف مىشود ، و انسان از مرز اعتدال يا به طرف وادى افراط ، و
--> ( 1 ) سوره نساء ، آيه 176 ( 2 ) سوره سبا ، آيه 21 ( 3 ) سوره بقره ، آيه 234 ( 4 ) سوره يوسف ، آيه 83 ( 5 ) سوره فصلت ، آيه 53