السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

317

تفسير الميزان ( فارسي )

بر ضعف چنين دلالتى . علاوه بر اينكه اگر بطور كلى صيغه امر دلالت بر وجوب كند ، در خصوص جمله مورد بحث دلالت ندارد ، براى اينكه امر در آن بعد از نهى واقع شده ( و در علم اصول مسلم شده كه امر به دنبال نهى تنها مىفهماند حالا ديگر نهيى نيست ، و آن عمل در اين صورت جايز است ) اين در صورتى است كه خواسته باشند به امر در ( فاتوهن ) استدلال كنند ، و اگر به امر در جمله * ( ( مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّه ) ) * استدلال كنند ، بايد پرسيد : آيا امر نامبرده را امر تكوينى مىدانيد ، يا تشريعى اگر تكوينى باشد ، كه از دلالت لفظى خارج است ، زبان ندارد ، تا با آن استدلال شود ، و اگر تشريعى باشد ، تازه بر وجوب كفايى دلالت مىكند و ما بر فرض كه در مساله ( آيا امر به هر چيز دلالت بر نهى از ضد آن دارد يا نه ) قائل شويم كه دلالت دارد ، در اوامرى قائل مىشويم كه بخواهد تكليفى را بطور عينى و مولوى واجب كند ، نه بطور كفايى و يا ارشادى . * ( « إِنَّ اللَّه يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ » ) * توبه به معناى برگشتن به سوى خداى سبحان است و تطهر به معناى پذيرفتن و شروع به طهارت است ، يا بگو صرفنظر كردن جدى از پليدى و برگشتن به اصل ( يعنى طهارت ) است ، پس در نتيجه هر دو عنوان توبه و تطهر در مورد اوامر و نواهى خدا ، و مخصوصا در مورد طهارت و نجاست صادقند ، چون گردن نهادن به اوامر خدا و دست بردارى از هر چيز كه خدا نهى كرده ، هم تطهر از قذارت است ، كه مخالف اصل و مفسده آور است ، و هم توبه و بازگشت به سوى خدا است ، و به همين مناسبت بوده كه خداى تعالى حكم در آيه را با جمله : « * ( إِنَّ اللَّه يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ ) * . . . » تعليل نموده . چون لازم است ميان حكم و علتى كه براى آن ذكر مىشود مناسبت و انطباقى باشد ، و در آيه مورد بحث چند حكم آمده ، يكى دورى كردن از جماع در حال حيض ، و يكى انجام اين عمل در غير آن حال ، و از آنجايى كه توابين و متطهرين در جمله مورد بحث مطلق آمده ، تمامى مراتب توبه و طهارت را به بيانى كه گذشت شامل مىشود . و چون كلمه ( توابين ) صيغه مبالغه و به معناى كسى است كه بسيار توبه مىكند ، بعيد نيست اين مبالغه را از كلمه ( متطهرين ) نيز استفاده كنيم ، در نتيجه كثرت در توبه و طهارت از هر جهت استفاده شود ، هم كثرت از جهت نوع توبه و طهارت ، و هم از جهت عدد آن دو ، آن وقت معنا چنين مىشود كه خدا همه انواع توبه را دوست مىدارد ، چه اينكه با استغفار باشد و چه اينكه با امتثال همه اوامر و نواهى او باشد ، و چه با معتقد شدن به همه اعتقادات حقه باشد ، و نيز خدا همه انواع تطهر را دوست مىدارد ، چه اينكه با گرفتن وضو و انجام غسل باشد ،