السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

308

تفسير الميزان ( فارسي )

و در آيه شريفه وجهى ديگر است ، و آن اين است كه بگوئيم : مراد از دعوت خدا به سوى جنت و مغفرت همان حكمى است كه در صدر آيه تشريع كرده ، و فرمود : با زنان مشركه ازدواج نكنيد ، تا ايمان بياورند . . . ، چون همين نهى مؤمنين از همنشينى و معاشرت با كسى كه معاشرت و نزديك شدن با او ، و انس گرفتن با او ، جز دورى از خداى سبحان ثمرى ندارد و تحريك مؤمنين به معاشرت با كسى كه نزديكى با او نزديك شدن به خداى سبحان ، و يادآورى آيات او ، و مراقبت امر و نهى او است ، خود دعوتى است از خدا به سوى جنت ، و مؤيد اين معنا تذييل آيه است به جمله * ( ( وَيُبَيِّنُ آياتِه لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ ) ) * البته ممكن هم هست دعوت را اعم از دعوت اولى و دومى بدانيم ، تا آيه شامل هر دو وجه بشود ، كه در اين صورت سياق خالى از لطفى مخصوص نخواهد بود . ( دقت فرمائيد ) بحث روايتى در مجمع البيان در ذيل آيه مورد بحث آمده : كه اين آيه در باره مرثد بن ابى مرثد غنوى نازل شده ، كه رسول خدا ص او را به مكه فرستاد تا عده اى از مسلمانان را از مكه بياورد ، و چون او مردى شجاع و قوى بود ، در مكه زنى به نام عناق او را به سوى خود خواند ، و مرثد از اين كار امتناع ورزيد ، با اينكه در جاهليت دوست هم بودند ، عناق گفت ، ميل دارى با من ازدواج كنى ؟ مرثد گفت : بايد از رسول خدا ص اجازه بگيرم ، و چون به مدينه برگشت : از آن جناب اجازه خواست تا با عناق ازدواج كند ( اين آيه نازل شد ) « 1 » . مؤلف : اين معنا را سيوطى هم در الدر المنثور از ابن عباس روايت كرده . و نيز در الدر المنثور است كه واحدى در ذيل اين آيه از طريق سدى از ابى مالك از ابن عباس روايت كرده كه گفته : آيه * ( « وَلأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكَةٍ » ) * در باره عبد اللَّه بن رواحه نازل شد ، كه كنيزى سياه داشت ، روزى بر كنيز خود خشم كرد ، و او را لطمه اى زد ، پس از آنكه خشمش فرو نشست ، نزد رسول خدا ص شد ، و داستان خود را عرضه داشت ، رسول خدا ص پرسيد وضع كنيزت چگونه است ؟ عرضه داشت روزه مىگيرد ، و نماز مىخواند ، و وضو را نيكو مىگيرد ، و شهادت به وحدانيت خدا و رسالت تو مىدهد ، فرمود : اى عبد اللَّه كنيز تو مؤمنه است ، عبد اللَّه گفت حال كه او را مؤمنه مىدانى به آن خدايى

--> ( 1 ) مجمع البيان ج 2 ص 317