السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
273
تفسير الميزان ( فارسي )
و مراد از منتى كه خدا بر او نهاد همان ملك و عزت و نعمتهاى ديگر او است ، « فَخَسَفْنا بِه وَبِدارِه الأَرْضَ » « 1 » « وَجَعَلْنا لَهُمْ لِسانَ صِدْقٍ عَلِيًّا » « 2 » كه گويا منظور از ياد خير ذريه صالحه اى است كه مشمول انعام او باشند ، هم چنان كه در جايى ديگر فرموده : « وَجَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِي عَقِبِه » « 3 » « وَأَمَّا الْجِدارُ فَكانَ لِغُلامَيْنِ يَتِيمَيْنِ فِي الْمَدِينَةِ ، وَكانَ تَحْتَه كَنْزٌ لَهُما ، وَكانَ أَبُوهُما صالِحاً ، فَأَرادَ رَبُّكَ أَنْ يَبْلُغا أَشُدَّهُما ، وَيَسْتَخْرِجا كَنزَهُما » « 4 » « وَلْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعافاً ، خافُوا عَلَيْهِمْ » « 5 » . و مراد از اين ذريه هر نسل آينده ايست كه گرفتار آثار شوم ظلم نياكان خود مىشوند . و سخن كوتاه اينكه وقتى خداى عز و جل نعمتى را بر امتى يا فردى افاضه فرمود ، اگر آن امت و يا آن فرد صالح باشد ، آن نعمت در واقع هم نعمتى بوده كه خدا بر او انعام فرموده ، و يا امتحانى بوده كه خواسته او را به اين وسيله بيازمايد ، هم چنان كه از سليمان حكايت كرده است كه گفت : « هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّي ، لِيَبْلُوَنِي أأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَمَنْ شَكَرَ فَإِنَّما يَشْكُرُ لِنَفْسِه ، وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ » « 6 » . و نيز فرموده : « لَئِنْ شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ ، وَلَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ » « 7 » و اين آيه نظير آيه قبلش دلالت دارد بر اينكه خود عمل شكر ، يكى از اعمال صالحه اى است كه نعمت را در پى دارد . و اگر طالح و بد باشد ، نعمتى كه خدا به او داده به ظاهر نعمت است ، و در واقع مكرى
--> ( 1 ) ما او و خانه اش را در زمين فرو برديم . « سوره قصص آيه 81 » ( 2 ) ما ياد خير و نام بلندش را در آيندگان حفظ كرديم . « سوره مريم آيه 50 » ( 3 ) و آن را كلمه اى باقى و ماندنى قرار داد در نسل او . « سوره زخرف آيه 28 » ( 4 ) و اما ديوار داستانش چنين بود كه در زير آن گنجى بود متعلق به دو كودك يتيم ، كه پدرشان مردى صالح بود ، پروردگارت خواست تا به حد بلوغ برسند و گنج خود بيرون كنند . « سوره كهف آيه 83 » ( 5 ) بترسند كسانى كه احتمال مىدهند فرزندانى يتيم و ناتوان از خود بجاى مىگذارند ، و مىترسند كه مورد ستم ديگران واقع شوند ، امروز زور نگويند . « سوره نساء آيه 10 » ( 6 ) اين يكى از فضلها و كرامتهاى پروردگار من است تا مرا بيازمايد ، آيا شكر مىگذارم و يا كفران مىكنم ؟ و هر كس شكر كند به نفع خود كرده ، و هر كس كفران كند بايد بداند كه پروردگار من بىنياز كريم است . « سوره نمل آيه 40 » ( 7 ) اگر شكر بگذاريد برايتان زياد مىكنم ، و اگر كفران كنيد بايد بدانيد كه عذاب من سخت است . « سوره ابراهيم آيه 7 »