السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

22

تفسير الميزان ( فارسي )

پس كتاب به خودى خود چيزى است ، و تفصيلى كه عارض بر آن شده چيزى ديگر ، و كفارى كه كتاب را تكذيب كردند تكذيبشان مربوط به تفصيل كتاب است ، و ناشى از اين است كه فراموش كردند اين تفصيل به چه چيز برگشت مىكند و به زودى در قيامت مىفهمند و جز فهميدن چاره اى ندارند ، آن وقت پشيمان مىشوند در حالى كه پشيمانى سودى برايشان نداشته ، و راه گريزى هم ندارند ، و اين آيه اشعارى هم به اين معنا دارد كه كتاب اصلى تاويل كتاب خواندنى يعنى قرآن است . از آيه مورد بحث روشنتر اين آيه شريفه است : « حم وَالْكِتابِ الْمُبِينِ ، إِنَّا جَعَلْناه قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَإِنَّه فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ » « 1 » چون اين آيه ظهور در اين معنا دارد كه قرآن قبلا در كتاب مبينى بوده كه خواندنى و عربى نبوده ، و بعدها خواندنى و عربى شده ، و لباس الفاظ آن هم به واژه عربيت پوشيده ، تا مردم آن را بفهمند و گرنه همين كتاب قبلا در « ام الكتاب » ، كه نزد خدا مقامى بلند داشته است ، بوده مقامى كه دست خرد بدان نمىرسد ، كتابى كه حكيم است ، يعنى مانند كتاب قرآن آيه آيه و سوره سوره نيست . و آيات شريفه « فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ ، وَإِنَّه لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ ، إِنَّه لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ ، فِي كِتابٍ مَكْنُونٍ ، لا يَمَسُّه إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ ، تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ » « 2 » نيز در سياق آيه سوره زخرف است ، چون از ظاهر آن به خوبى بر مىآيد ، قرآن كريم در كتاب مكنون و پنهان از ديد بشر قرار داشته ، در كتابى كه جز پاكان كسى با آن تماس ندارد ، و از آن كتاب كه نزد رب العالمين است نازل شده است ، و اما قبل از نازل شدن موقعيتى در كتاب مكنون داشته ، مكنون از اغيار همان كه در آيه سوره زخرف ام الكتابش خوانده ، و در سوره بروج لوح محفوظش ناميده و فرموده : « بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ » « 3 » بلكه اين لوح از اين جهت محفوظ است كه دگرگونگى در آن راه ندارد ، و معلوم است قرآنى كه بايد به تدريج نازل شود ( چون به عالمى نازل مىشود كه زمان و تدرج بر همه آن حاكم است ) هرگز از ناسخ و منسوخ و از تدريج خالى نيست و اين تدرج خود نوعى تبدل است ، پس كتاب مبين كه اصل قرآن است و خالى از

--> ( 1 ) حم سوگند به كتاب روشنگر كه ما آن را كتابى خواندنى و عربى كرديم ، تا شايد شما تعقل كنيد ، و گرنه آن كتاب در كتابى اصلى بود ، كه نزد ما مقامى بلند و فرزانه دارد . « سوره زخرف آيه 1 - 4 » ( 2 ) سوگند به جايگاههاى ستارگان نخورم ، و آن اگر بدانيد سوگندى بزرگ است محققا قرآنى است ارجمند در نامه اى نهفته ، جز پاك شدگان به آن دسترسى نيابند نازل كردنى از پروردگار جهانيان است . « سوره واقعه آيه 80 » ( 3 ) آن قرآنى مجيد است كه در لوح محفوظ قرار دارد . « سوره بروج آيه 22 »