السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
176
تفسير الميزان ( فارسي )
بپذيرد ، كه همانطور كه او مىخواهد از ديگران بهره كشى كند ، بايد اجازه دهد ديگران هم به همان اندازه از او بهره كشى كنند ، و همين جا بود كه پى برد به اينكه بايد اجتماعى مدنى و تعاونى تشكيل دهد ، و بعد از تشكيل اجتماع فهميد كه دوام اجتماع ، و در حقيقت دوام زندگيش منوط بر اين است كه اجتماع به نحوى استقرار يابد كه هر صاحب حقى به حق خود برسد ، و مناسبات و روابط متعادل باشد و اين همان عدالت اجتماعى است . پس اين حكم يعنى حكم بشر به اجتماع مدنى و عدل اجتماعى حكمى است كه اضطرار ، بشر را مجبور كرد به اينكه آن را بپذيرد ، چون اگر اضطرار نبود هرگز هيچ انسانى حاضر نمىشد دامنه اختيار و آزادى خود را محدود كند ، اين است معناى آن عبارت معروف كه مىگويند « الانسان مدنى بالطبع » ، و اين است معناى اينكه مىگوئيم : انسان حكم مىكند به عدل اجتماعى و خلاصه در هر دو قضيه اضطرار او را وادار كرده به اينكه مدنيت و زندگى اجتماعى و دنبالش عدل اجتماعى را بپذيرد ، چون مىخواست از ديگران بهره كشى كند . و به همين جهت هر جاى دنيا ببينيم انسانى قوت گرفت و از سايرين نيرومندتر شد در آنجا حكم عدالت اجتماعى و تعاون اجتماعى سست مىشود ، و قوى مراعات آن را در حق ضعيف نمىكند ، و همه روزه شاهد رنج و محنتى هستيم كه طبقه ضعيف دنيا از طبقه قوى تحمل مىكند ، تاريخ هم تا به امروز به همين منوال جريان يافته ، آرى تا به امروز كه عصر تمدن و آزادى است . اين معنا از كلام خداى تعالى نيز استفاده مىشود ، آنجا كه مىفرمايد : « إِنَّه كانَ ظَلُوماً جَهُولًا » « 1 » و آنجا كه مىفرمايد : « إِنَّ الإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً » « 2 » و آنجا كه مىفرمايد : « إِنَّ الإِنْسانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ » « 3 » و نيز مىفرمايد : « إِنَّ الإِنْسانَ لَيَطْغى أَنْ رَآه اسْتَغْنى » « 4 » . و اگر عدالت اجتماعى اقتضاى اوليه طبيعت انسان بود ، بايد عدالت اجتماعى در شؤون اجتماعات غالب مىبود ، و تشريك مساعى به بهترين وجه و مراعات تساوى در غالب اجتماعات حاكم مىبود ، در حالى كه مىبينيم دائما خلاف اين در جريان است ، و اقوياى نيرومند خواسته هاى خود را بر ضعفا تحميل مىكنند ، و غالب مغلوب را به ذلت و بردگى مىكشد ، تا به مقاصد و مطامع خود برسد .
--> ( 1 ) سوره احزاب آيه 72 ( 2 ) انسان حريص و بى طاقت خلق شده . « سوره معارج آيه 19 » ( 3 ) انسان طبعا ستم پيشه و كفرانگر است . « سوره ابراهيم آيه 34 » ( 4 ) سوره علق آيه 7