السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

146

تفسير الميزان ( فارسي )

« وَلِلَّه الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِه وَلِلْمُؤْمِنِينَ » « 1 » و نيز فرموده : « أيَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ ، فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّه جَمِيعاً » « 2 » . و حاشا بر خداى تعالى اينكه چيزى را كه مخصوص خود او است ، و تنها او به بندگان مىدهد به بنده اى بدهد ، و باعث گناه و شر او گردد ، پس معلوم مىشود عزت مورد بحث در اين آيه عزت خدايى نيست ، بلكه اصلا عزت نيست ، بلكه غرورى است كه اشخاص جاهل و ظاهر بين آن را عزت مىپندارند . و از اينجا اين معنا روشن مىشود كه جمله ( بالاثم ) متعلق به جمله : ( أخذته . . . ) نيست ، تا در نتيجه حرف ( با ) در آن باء تعديه ، و معنا چنين باشد : ( عزت او را وادار به گناه و به اين مىكند كه امر به تقوا را به عكس العملى ناخوشايند پاسخ دهد ) و يا باء سببيت و معنا چنين باشد : ( عزت و مناعت ، به سبب اثم و گناه در او پيدا شد كه مرتكب گرديد ) . چرا با تعديه و سببيت نيست ؟ براى اينكه مستلزم آن است كه در اين دو صورت خداى تعالى حالت نفسانى آن مغرور را عزت دانسته باشد ، و عزت بودن اين رذيله را امضاء فرموده باشد ، در حالى كه گفتيم : اين حالت درونى كه مورد بحث است ، عزت حقيقى نيست ، و اما اگر كلمه ( بالاثم ) را متعلق به « العزة » بدانيم ، همانطور كه دانستيم ، ديگر اين اشكال وارد نمىشود ، چون آن حالت درونى را عزت ندانسته ، بلكه عزت باثم شمرده است . و اما اينكه در سوره ص آيه دوم فرموده : « بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي عِزَّةٍ وَشِقاقٍ كَمْ أَهْلَكْنا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ فَنادَوْا وَلاتَ حِينَ مَناصٍ » « 3 » . اين تعبير از باب نامگذارى و امضا نيست ، و در اين آيه حالت كفر و طغيان كفار را عزت ناميده ، و عزت بودن آن را امضا نفرموده ، چون كلمه عزت را نكره آورده ، و آيه را با جمله : ( كَمْ أَهْلَكْنا ) ختم نموده تا بفهماند عزت نامبرده عزتى صورى و ناپايدار بوده ، نه عزت اصلى كه به هيچ وجه از بين رفتنى نيست . « * ( وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَه ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّه ) * . . . » اين آيه در مقابل آيه اول از آيات مورد بحث است ، كه آنجا هم مىفرمود : * ( ( وَمِنَ النَّاسِ ) ) *

--> ( 1 ) عزت مخصوص خدا و رسول و مؤمنين است . « سوره منافقون آيه 80 » ( 2 ) چگونه عزت را از پيش خود مىخواهند ، و جستجو مىكنند ؟ با اينكه عزت همه اش از خداست . « سوره نساء آيه 138 » ( 3 ) بلكه آنها كه كافر شدند در عزت و شقاق و دشمنى هستند ، و ما چه بسا از امتهاى قبل از ايشان را هلاك كرديم و در حين هلاكت فرياد برآوردند ، ولى ديگر هنگام فرياد نبود ، و فرصت فرارى نمانده بود . « سوره ص آيه 2 »