السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

147

تفسير الميزان ( فارسي )

، و از اين مقابله فهميده مىشود كه وصف در اين جمله نيز در مقابل وصف آن جمله است يعنى همانطور كه مراد از جمله : * ( « وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ » ) * بيان اين معنا است كه در آن عصر و آن ايام مردى وجود داشته كه به گناهان خود افتخار مىكرده ، و عزت مىفروخته ، و از خودش خوشش مىآمده ، و به ظاهر دم از صلاح مىزده ، در حالى كه در دل نقشه دشمنى مىكشيده ، مردى بوده كه از رفتارش چيزى جز فساد و هلاك عايد دين و انسانيت نمىشده . همچنين از جمله : « * ( وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَه ) * . . . » ، نيز فهميده مىشود در آن روز مردى وجود داشته كه جز به پروردگار خود نمىباليده ، و جز به دست آوردن رضاى خداى تعالى هيچ هدفى را دنبال نمىكرده ، مردى بوده كه رفتارش امر دين و دنيا را اصلاح مىكرده ، و به وسيله او حق احقاق مىشده ، و عيش انسانها پاكيزه مىشده ، و بشر از بركات اسلام برخوردار مىشد . با اين بيان ارتباط ذيل آيه با صدر آن به خوبى روشن مىگردد ، و معلوم مىشود كه چرا در ذيل آيه فرموده : « * ( وَاللَّه رَؤُفٌ بِالْعِبادِ ) * ، خدا نسبت به بندگان رؤوف است » ؟ چون وجود چنين فردى در ميان انسانها خود رأفتى است از خداى سبحان به بندگانش آرى اگر مردانى داراى اين صفات بين مردم و در مقابل آن دسته ديگر از مردان منافق و مفسده جو وجود نداشتند ، اركان دين منهدم مىشد ، و در بناى صلاح رشاد سنگى روى سنگ قرار نمىگرفت . اما خداى تعالى همواره آن باطلها را به وسيله اين حقها از بين برده ، و افساد دشمنان دين را به وسيله اصلاح اوليااش تلافى و تدارك مىكند ، هم چنان كه خودش فرموده : « وَلَوْ لا دَفْعُ اللَّه النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَواتٌ وَمَساجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّه كَثِيراً » « 1 » ، و نيز فرموده : ( فَإِنْ يَكْفُرْ بِها هؤُلاءِ فَقَدْ وَكَّلْنا بِها قَوْماً لَيْسُوا بِها بِكافِرِينَ ) « 2 » . پس فسادى كه در دين و دنيا راه پيدا مىكند ، از ناحيه عده اى از افراد است كه جز خودپرستى هواى ديگرى بر سر ندارند ، و اين فساد و شكافى كه اينان در دين ايجاد مىكنند جز باصلاح و اصلاح آن دسته ديگر كه خود را به خداى سبحان فروخته و در دل جز به پروردگار خود نمىانديشند پر نمىشود ، و زمين و زمينيان به صلاح نمىگرايند ، و خداى تعالى اين معامله سودمند خود را در آيه شريفه :

--> ( 1 ) و اگر نبود كه خداى تعالى شر بعضى از مردم راى به وسيله بعضى ديگر دفع مىكرد ، هر آينه نه صومعه اى به جاى مىماند و نه كليسا و نه مساجدى كه نام خدا در آنها زياد برده مىشود . « سوره حج آيه 40 » ( 2 ) اگر اينان به اسلام كفر بورزند باكى نيست چون ما مردمى راى برانگيخته‌ايم ، كه هرگز به آن كفر نمىورزند . « سوره انعام آيه 89 »