السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

111

تفسير الميزان ( فارسي )

با تقوا است و لذا از خدا بترسيد و بدانيد كه شما همگى به سوى او محشور خواهيد شد ( 203 ) . بيان آيات اين آيات در حجة الوداع يعنى آخرين حجى كه رسول خدا ص انجام داد نازل شده ، و در آن حج تمتع تشريع شده است . « * ( وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّه ) * . . . » تمام هر چيز عبارت است از آن جزئى كه وقتى با ساير اجزا ضميمه مىشود آن چيز همان چيز مىشود ، و آثارى كه دارد و يا آن آثار را از آن چيز انتظار داريم نيز مترتب مىگردد ، و تمام كردن آن چيز اين است كه ، بعد از آنكه همه اجزاى آن را جمع كرديم آن جزء آخرى را هم بياوريم تا آثار بر آن چيز مترتب شود ، اين معناى كلمه تمام و اتمام است . و اما كمال هر چيزى آن حال و يا وصفى و يا امرى است كه وقتى موجودى آن را داشته باشد ، داراى اثرى علاوه مىشود غير آن اثرى كه بعد از تماميت دارا باشد ، مثلا منضم شدن اجزاى بدن انسانى به يكديگر عبارت است از تماميت انسان ، و اما عالم و يا شجاع و يا عفيف بودنش عبارت است از كمال انسان ، از انسان تمام عيار و بىكمال آثارى بروز مىكند ، و از انسانى تمام و كامل آثارى ديگر ظهور مىنمايد . و چه بسا مىشود كه كلمه تمام در جاى وصف كمال استعمال مىشود ، و آن را استعاره از اين مىگيرند ، به اين ادعا كه آن وصف زايد از بس مورد اعتنا و اهميت است جزء ذات به حساب مىآيد ( و مثلا مىخواهند بگويند انسانى كه عالم نيست اصلا انسان تمام نيست تا به اين تعبير اهميت علم را برسانند ) و مراد از اتمام حج و عمره همان معناى اول يعنى معناى حقيقى كلمه است ، نه استعاره آن . به دليل اينكه دنبال جمله مىفرمايد : « * ( فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ ) * . . . » ، چون مىفرمايد اگر به مانعى برخورديد و نتوانستيد همه اجزاى حج را بياوريد هر قدر مىتوانيد بياوريد و اين كلام با تماميت به معناى حقيقى سازش دارد ، نه تماميت به معناى كمال ، و معناى صحيحى به نظر نمىرسد كه اكتفاء به بعضى از اجزا را متفرع كنند بر تماميت به معناى كمال يا اتمام به معناى اكمال . و اما اينكه كلمه حج به چه معنا است ؟ معناى آن عبارت است از اعمالى كه در بين مسلمين معروف است ، و ابراهيم خليل ع آن را تشريع كرده ، و بعد از آن جناب هم چنان در ميان اعراب معمول بوده و خداى سبحان آن را براى امت اسلام نيز امضا كرده ، در