السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

618

تفسير الميزان ( فارسي )

بحث فلسفى يكى از حقايقى كه ما در و جدان خود مىيابيم و كسى نمىتواند منكر آن شود ، حقيقتى است كه نام آن را حب و به فارسى دوستى مىگذاريم مانند دوست داشتن غذا ، زنان ، مال ، جاه و علم كه دوستى اينها پنج مصداق از مصاديق حب هستند كه هيچ شكى در وجود آن در دل خود نداريم ، و نيز شكى نيست در اينكه ما كلمه دوستى و حب را در اين پنج مصداق به يك معنا و بر سبيل اشتراك معنوى استعمال مىكنيم نه بر سبيل اشتراك لفظى ، ( مانند كلمه ( عين ) كه هم به معناى چشم است ، هم چشمه ، هم زانو ، هم طلا و هم چند معناى ديگر ) ، حال بايد ديد با اينكه حب در اين پنج مصداق معانى مختلفى دارد ، چرا كلمه ( حب ) در همه بيك جور صادق است ؟ آيا براى اينست كه اختلاف آن معانى اختلاف نوعى است يا اختلافى ديگر است . و چون در حب مخصوص به غذا و ميوه مثلا ، دقت كنيم خواهيم ديد ، اگر غذايى يا ميوه اى را دوست مىداريم ، بدان جهت است كه با طرز كار دستگاه گوارشى ما ارتباط دارد ، ( به اين معنا كه احتياج بدن بسوخت و ساز ، دستگاه گوارشى را به فعاليت مياندازد ، غدد ترشحى دهان آماده ترشح مىشود ، حمل معدى اسيد ترشح مىكند و در همين هنگام مىگوئيم دلم از گرسنگى غش مىكند ، چون اسيد نامبرده اگر معده خالى باشد باعث سوزش معده مىشود ) و اگر فعاليت اين دستگاه نبود و بدن در استكمال خود حاجتى بطعام نداشت ، قطعا ما نيز طعام را دوست نمىداشتيم ، و طعام محبوب ما نميشد . پس حب به غذا در حقيقت حب ما به غذا نيست ، بلكه حب دستگاه گوارش به فعاليت خودش است ، اين دستگاه ميخواهد انجام وظيفه كند و سوخت و ساز بدن را به بدن برساند ، همين خواستن عبارت از حب به غذاست ( كه ما آن را به خود نسبت مىدهيم و مىگوئيم ما غذا را دوست مىداريم و اين مائيم كه از فلان غذا خوشمان مىآيد ) در حالى كه اينطور نيست ، بلكه خوش آمدن و لذت از غذا ، كار دستگاه گوارشى است نه از ما ، خواهى گفت : ( اين كه چشمبندى نيست ، كه ما از طعم و مزه و بوى فلان غذا خوشمان مىآيد ؟ ) در پاسخ مىگوئيم : همين هم مربوط به دستگاه گوارش است ، چون حس ذائقه يكى از خدمتگزاران دستگاه گوارش است نه خود آن ، پس منظور ما از لذت ، لذت ذائقه نيست بلكه آن رضايت خاصى است كه دستگاه گوارش از كار خود احساس مىكند . اين بود حال و حقيقت محبت به غذا ، حال ببينيم محبت به زنان از چه باب است ، در اين حب نيز اگر نيك بنگريم ، مىبينيم كه اين حب هم كار ما نيست بلكه كار دستگاه تناسلى ما است ،