السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
611
تفسير الميزان ( فارسي )
قواى آدمى كه هر يك فرعى از فروع نفس اوست ، نمىباشد ، بلكه اين حقيقت عبارتست از نفس انسان مدرك . * ( ( وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّه أَنْداداً ) ) * ، كلمه ( انداد ) جمع كلمه ( ند ) است كه هم از نظر وزن و هم از نظر معنا ، نظير كلمه ( مثل ) است ، و اگر در آيه مورد بحث مانند آيه : ( فَلا تَجْعَلُوا لِلَّه أَنْداداً ) « 1 » و آيه : ( وَجَعَلُوا لِلَّه أَنْداداً ) « 2 » و غيره نفرمود : ( و من الناس من يتخذ للَّه اندادا ) ، بدين جهت بود كه آيه شريفه در مقامى از شريك گرفتن براى خدا سخن ميگويد ، كه قبلا يعنى در آيه : * ( ( وَإِلهُكُمْ إِله واحِدٌ ، لا إِله إِلَّا هُوَ ) ) * الخ ، گفتگو از انحصار إله در اللَّه داشت ، و خلاصه چون قبلا فرموده بود : ( معبود شما تنها و تنها اللَّه است ) ، در اينجا بايد طورى شريك گرفتن را از بعضى حكايت كند كه بفهماند اين شريك گرفتنشان مناقض با آن انحصار است و كسى كه به غير خدا ، خدايى مىگيرد ، بدون هيچ مجوزى آن انحصار را شكسته است و چيزى را خدا گرفته كه ميداند إله نيست ، تنها انگيزه اش بر اين كار پيروى هوى و هوس و توهين و بى اعتنايى به حكم عقل خودش است ، و به همين جهت براى اينكه به چنين كسى توهين كرده باشد و او را ناچيز شمرده باشد ، كلمه ( انداد ) را نكره آورد . * ( ( يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّه ، وَالَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه ) ) * الخ ، در اينكه تعبير فرمود به : ( يحبونهم ايشان را - بتها را - دوست ميدارند ) ، با اينكه بتها سنگ و چوبند ، و بايد مىفرمود : ( يحبونها - آنها را دوست ميدارند ) دلالت هست بر اينكه منظور از انداد تنها بتها نيست ، بلكه همه آلهه مشركين است كه يكى از آنها ملائكه و طائفه اى ديگر افرادى از بشرند كه مشركين براى همه اين چند طائفه قائل به الوهيت هستند ، بلكه از اين هم بالاتر عموميت آيه ، شامل هر مطاعى مىشود ، چون اطاعت غير خدا و غير كسانى كه خدا امر به اطاعت آنان فرموده ، خود شرك است . به شهادت ذيل آيات كه مىفرمايد : ( * ( إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِينَ اتُّبِعُوا ، مِنَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا ) * ، روزى كه در آن روز كسانى كه پيروى شدند ، از پيروان خود بيزارى ميجويند ) « 3 » ، كه كلمه ( كسانى كه ) مىفهماند منظور از آلهه تنها بتها نيست و كلمه ( پيروى ) مىفهماند اطاعت بدون اذن خدا هم از شرك است . و نيز به شهادت آيه : ( وَلا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّه ، و اينكه ما بجاى خدا بعضى بعض ديگر را ارباب نگيريم ) « 4 » ، و آيه : ( اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَرُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّه ، يهوديان ، خاخامها و مسيحيان كشيشهاى خود را بجاى خدا ارباب گرفتند ) « 5 » . و نيز آيه شريفه مورد بحث دلالت دارد بر اينكه ميتوان خدا را هم دوست داشت پس اينكه
--> 1 - بقره - 22 2 - ابراهيم - 30 3 - بقره - 166 4 - آل عمران - 64 5 - توبه - 31