السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
523
تفسير الميزان ( فارسي )
اولين موقن بود و لكن اين گونه خطابها كلامى است كنايه اى ، ميخواهد بفرمايد : آن قدر مطلب ، يقينى و روشن است كه حتى خطور و تصور بر خلافش را هم تحمل نمىكند . ( نشئه برزخ ) تا اينجا فهميديم كه آيه مورد بحث به روشنى دلالت دارد بر اينكه بعد از زندگى دنيا و قبل از قيامت حياتى هست بنام برزخ ، و اين دلالت را آيه ديگرى كه نظير آيه مورد بحث است يعنى آيه ( وَلا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّه أَمْواتاً ، بَلْ أَحْياءٌ ، عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ ) « 1 » و آيات بسيارى ديگر دارند . و از عجيبترين امور سخنى است كه بعضى از مردم در باره اين آيه گفتهاند ، و آن اين است كه آيه در باره شهداى بدر نازل شده و مخصوص بايشان است و شامل غير ايشان نميشود و چه خوب گفتهاند بعضى از محققين كه بعد از نقل اين سخن در ذيل آيه ( وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلاةِ ) « 2 » الخ گفته : پروردگارا بما صبرى بده تا در مقابل امثال اين سخنان نامربوط ، تحمل بخرج دهيم . من براستى نمىفهمم منظور اينها از اين سخنان چيست ؟ و حيات شهداى بدر را چگونه حياتى تصور مىكنند ؟ كه فقط مخصوص آنها باشد ، با اينكه در باره همه مردگان ميگويند : آدمى بعد از مرگ و يا كشته شدن به كلى نابود گشته و اجزايش از يكديگر جدا و باطل ميگردد آيا در خصوص شهداى بدر معتقد به معجزه اى شدهاند ؟ آيا ميگويند : خداوند خصوص آنان را به كرامتى از خود اختصاص داده كه حتى پيامبر اكرم و ساير انبياء و مرسلين ، و اولياء مقربين را به آن كرامت اكرام نكرده ؟ در ميان تمامى خلايق ، خصوص آنان داراى چنين زندگى هستند ؟ قطعا اين معنا به اعجاز نبوده ، چون چنين چيزى محال است ، آن هم محالى كه محال بودنش ضرورى و بديهى است و معجزه بامر محال تعلق نمىگيرد ، و اگر عقل جائز بداند كه چنين حكم ضرورى و بديهى باطل شود ، ديگر براى هيچ حكم ضرورى ديگر اعتبارى نمىماند . و يا ميگويند : حس در همه جا درست احساس مىكند ، الا در خصوص كشتگان بدر ، كه نسبت به آنها دچار اشتباه شده ، خيال كرده كه آنان مردهاند ، ولى نمردهاند و زندهاند و نزد پروردگار خود مشغول اكل و شرب و ساير لذائذاند ، چيزى كه هست چشم ما نمىبيند و از نظر ما غائبند و آنچه چشمها ديد كه اعضاى آنها قطعه قطعه شد و بدنها سرد گشت ، همه را اشتباه ديد ؟ . و اگر ممكن باشد كه حس انسانى تا اين پايه خطا كند و هيچ معيارى هم در خطاء و صوابش نداشته باشد ، يك جا بدون جهت هر چه مىبيند خطا باشد ، جاى ديگر باز بدون جهت هر چه مىبيند درست باشد ، ديگر چه اعتبارى براى حس باقى ميماند .
--> 1 - سوره آل عمران 169 2 - سوره بقره آيه 45