السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

516

تفسير الميزان ( فارسي )

بيان اين پنج آيه در سياق متحد ، و جملاتش از نظر لفظ در يك سياق و از نظر معنا هم به يكديگر مرتبطند ، اول آنها باخر نظر دارد و آخرش باولش ، و از اينجا فهميده مىشود كه اين پنج آيه يكباره نازل شده نه در چند هنگام . و سياق آن داد مىزند كه قبل از نازل شدن دستور جهاد و تشريع آن نازل شده ، چون در اين آيات از بلائى پيشگويى شده كه بعدها مسلمانان با آن روبرو مىشوند و مصائبى را به زودى مىبينند ، البته نه هر بلا و مصيبت ، بلكه بلاى عمومى كه چون ساير بليات معمولى و هميشگى نيست . آرى نوع انسان مانند ساير انواع موجودات در اين نشئه كه نشئه طبيعت است ، هرگز در افرادش خالى از حوادث جزئى نيست ، حوادثى كه تنها نظام فرد را در زندگى شخصيش مختل ميسازد و يا مىميرد و يا مريض مىشود ، يا ترس و گرسنگى و اندوه و محروميت چرخ زندگيش را از كار مىاندازد ، اين سنتى است از خدا كه همواره در مخلوقات و بندگانش جارى ساخته ، چون دار طبيعت دار تزاحم و نشئه نشئه تبدل و تحول است : ( فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّه تَبْدِيلًا وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّه تَحْوِيلًا ، براى سنت خدا نه تبديلى خواهى يافت ، و نه تحويلى ) . « 1 » و لكن اين بلاى فردى هر چند دشوار و بر شخص مبتلاى بدان سنگين است ، ولى مانند بلاها و محنتهاى عمومى مهيب و هول انگيز نيست براى اينكه بلاى فردى وقتى به فردى روى مىآورد ، صاحب بلا هم در نيروى تعقلش و هم در استوارى عزمش و هم در ثبات نفسش ، از قواى ديگر افراد كمك مىگيرد ، و اما بلاهاى عمومى كه دامنه اش همه جا گسترده مىشود ، شعور عمومى را سلب مىكند رأى و احتياط و تدبير چاره را از هيئت اجتماع مىگيرد و در نتيجه نظام حيات از همه مردم مختل مىشود - و خوف چندين برابر و وحشت متراكم مىگردد ، آن چنان كه عقل و شعور از كار مىافتد و عزم و ثبات تباه مىگردد - پس بلاى عمومى و محنت همگانى دشوارتر و تلختر است و اين حقيقتى است كه آيات مورد بحث بدان اشاره دارد . بلائى كه در آيات مورد بحث از آن سخن رفته ، هر بلاى عمومى نيست و با و قحطى نيست ، بلكه بلائى است عام كه خود مسلمانان خود را بدان نزديك كرده‌اند ، بلائى است كه بجرم پيروى از دين توحيد و اجابت دعوت حق بدان مبتلا شدند ، جمعيت اندكى كه همه دنيا و مخصوصا قوم و قبيله خود آنان مخالفشان بودند و جز خاموش كردن نور خدا و استيصال كلمه عدالت و ابطال

--> 1 - فاطر آيه 43