السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

410

تفسير الميزان ( فارسي )

ميتواند داشته باشد ؟ و اما رياست در امور دين و دنيا آن نيز همان معناى مطاع بودن را دارد ، چون رياست به معناى اينست كه شخصى در اجتماع مصدر حكم و دستور باشد . پس هيچ يك از اين معانى با معناى امامت تطبيق نميكند ، چون امامت به اين معنا است كه شخص طورى باشد كه ديگران از او اقتداء و متابعت كنند ، يعنى گفتار و كردار خود را مطابق گفتار و كردار او بياورند و با اين حال ديگر چه معنا دارد كه به پيغمبرى كه واجب الاطاعه و رئيس است ، بگويند : ( انى جاعلك للناس نبيا ، من مىخواهم تو را پيغمبر كنم و يا مطاع مردم سازم ، تا آنچه را كه با نبوت خود ابلاغ مىكنى اطاعت كنند ، و يا مىخواهم تو را رئيس مردم كنم ، تا در امر دين امر و نهى كنى ، و يا مىخواهم تو را وصى يا خليفه در زمين كنم ، تا در ميان مردم در مرافعاتشان به حكم خدا حكم كنى ؟ . پس امامت به معناى هيچ يك از اين كلمات نيست ، و چنان هم نيست كه همه آن كلمات براى خود معنايى داشته باشند ، ولى خصوص لفظ امامت معنايى نداشته و صرفا عنايتى لفظى و تفننى در عبارت باشد ، چون صحيح نيست به پيغمبرى كه از لوازم نبوتش مطاع بودن است ، گفته شود : من تو را بعد از آنكه سالها مطاع مردم كردم ، مطاع مردم خواهم كرد ، و يا هر عبارت ديگرى كه اين معنا را برساند ، هر چند كه عنايت لفظى در كار باشد براى اينكه محذورى كه گفتيم با اين حرفها بر طرف نمىشود ، و عنايت لفظى اشكال را رفع نميكند و مواهب الهى صرف يك مشت مفاهيم لفظى نيست ، بلكه هر يك از اين عناوين عنوان يكى از حقايق و معارف حقيقى است و لفظ امامت از اين قاعده كلى مستثنى نيست ، آن نيز يك معناى حقيقى دارد ، غير حقايق ديگرى كه الفاظ ديگر از آن حكايت مىكند . حال ببينيم آن حقيقت كه در تحت عنوان امامت است چيست ؟ نخست بايد دانست كه قرآن كريم هر جا نامى از امامت مىبرد ، دنبالش متعرض هدايت مىشود ، تعرضى كه گويى ميخواهد كلمه نامبرده را تفسير كند ، از آن جمله در ضمن داستانهاى ابراهيم مىفرمايد : ( وَوَهَبْنا لَه إِسْحاقَ وَيَعْقُوبَ نافِلَةً ، وَكُلًّا جَعَلْنا صالِحِينَ ، وَجَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا ، ما بابراهيم ، اسحاق را داديم ، و علاوه بر او يعقوب هم داديم ، و همه را صالح قرار داديم ، و مقرر كرديم كه امامانى باشند بامر ما هدايت كنند ) . « 1 » و نيز مىفرمايد : ( وَجَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا ، وَكانُوا بِآياتِنا يُوقِنُونَ ، و ما از ايشان امامانى قرار داديم كه بامر ما هدايت مىكردند ، و اين مقام را بدان جهت يافتند كه صبر مىكردند ، و بآيات ما يقين ميداشتند ) . « 2 »

--> 1 - سوره انبياء آيه 73 2 - سوره سجده آيه 24