السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
371
تفسير الميزان ( فارسي )
عطف كردهاند ، و از اينجا مىفهميم كه منظور از ( الذين آمنوا ) تمامى اهل ايمان برسولخدا ( ص ) نيستند ، و چنان نيست كه همه را و لو هر جور كه باشند شامل شود ، چون اگر اينطور بود ، ديگر لازم نبود آباء و ذريات و ازواج را بر آنان عطف كند ، زيرا عطف در جايى صحيح است كه تفرقه و دوئيتى در بين باشد ، و اما در جايى كه جمعى در يك غرض در عرض هم قرار گرفته و در يك صف واقع هستند ، ديگر عطف معنا ندارد . اين تفاوت كه گفتيد در ميان تعبير به ( الذين آمنوا ) ، و تعبير به ( مؤمنين ) هست ، از آيه : ( وَالَّذِينَ آمَنُوا ، وَاتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ بِإِيمانٍ ، أَلْحَقْنا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ ، وَما أَلَتْناهُمْ مِنْ عَمَلِهِمْ مِنْ شَيْءٍ ، كُلُّ امْرِئٍ بِما كَسَبَ رَهِينٌ ، كسانى كه ايمان آوردند ، و ذريه شان هم پيرويشان كردند ، ما ذريه شان را بايشان ملحق مىكنيم ، و از اعمالشان چيزى كم نمىكنيم ، هر كسى در گرو كرده هاى خويش است ) « 1 » نيز استفاده مىشود ، چون ذريه مؤمن را ملحق به ( الذين آمنوا ) دانستند ، نه در صف آنان ، معلوم مىشود ذريه مصداق ( الذين آمنوا ) نيستند ، چون اگر بودند ديگر وجهى نداشت كه آن را به ايشان ملحق كند ، بلكه ( الذين آمنوا ) شامل هر دو طائفه مىشود . در اينجا ممكن است كسى بگويد : چه عيبى دارد كه جمله : ( وَاتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ ) را قرينه بگيريم ، بر اينكه مراد از جمله : ( الذين آمنوا ) همه طبقات مؤمنين نيستند ، اما نسبت بطبقه بعدى ، و مراد بجمله دوم همه طبقات دوم از مؤمنينند ؟ . در جواب مىگوييم بنا بر اين همان جمله : ( الذين آمنوا ) شامل تمامى مؤمنين در همه نسلها مىشود ، ديگر حاجتى بذكر جمله دوم نبود ، و نيز حاجت و وجهى صحيح نيست براى جمله : ( و از اعمالشان چيزى كم نمىكنيم ) الخ ، مگر نسبت به آخرين نسل بشر كه ديگر نسلى از او نمىماند ، كه اين طبقه ملحق به پدران خود مىشوند ، و چيزى از اعمالشان كم نميشود و لكن هر چند اين معنا معناى معقولى است اما سياق آيه با آن مساعد نيست . چون سياق آيه سياق تشريف و برترى دادن طبقه اى بر طبقه ديگر است و بنا باحتمال شما ، ديگر تشريفى باقى نمىماند ، و برگشت معناى آيه به اين مىشود : كه مؤمنين هر چند بعضى از بعضى ديگر منشعب گشته ، و بانان ملحق مىشوند ، اما همه از نظر رتبه در يك صف قرار دارند ، و هيچ طبقه اى بر طبقه ديگر برترى ندارد ، و تقدم و تاخرى ندارند ، چون ملاك شرافت ، ايمان است كه در همه هست . و اين همانطور كه گفتيم با سياق آيه مخالف است ، چون سياق آيه دلالت بر تشريف و
--> 1 - سوره طور آيه 21