السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

208

تفسير الميزان ( فارسي )

كه نهى نامبرده نهى مولوى نبوده ، تا نافرمانيش معصيت خدا باشد ، بلكه تنها راهنمايى و خير خواهى ، و ارشاد بوده ، و خداى تعالى خواسته است مصلحت نخوردن از درخت ، و مفسده خوردن آن را بيان كند ، نه اينكه با اراده مولوى آدم را بعبث ، وادار به نخوردن از آن كند . دليل اين معنا چند چيز است ، اول اينكه خداى تعالى هم در سوره مورد بحث ، و هم در سوره اعراف ، ظلم را متفرع بر مخالفت نهى كرده ، و فرموده : * ( ( لا تَقْرَبا هذِه الشَّجَرَةَ ، فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ ) ) * ، و آن گاه در سوره ( طه ) اين ظلم را بشقاوت مبدل نموده ، و فرموده ( مواظب باشيد شيطان شما را بيرون نكند ، و گر نه بدبخت ميشويد ) . آن گاه اين بدبختى را در چند جمله كه بمنزله تفسير است ، بيان كرده ، و فرموده : ( تو در اين بهشت نه گرسنه ميشوى ، و نه تشنه ، و نه عريان ، و نه گرمازده ) ، و با اين بيان روشن كرده كه مراد بشقاوت ، شقاوت و تعب دنيوى است ، كه از لوازم جدا ناشدنى زندگى زمينى است ، چون در زمين است كه انسان بگرسنگى ، و تشنگى ، و لختى ، و امثال آن گرفتار مىشود . پس معلوم شد خدا آدم را نهى كرد تا گرفتار اين گونه عوارض نشود ، و هيچ علت ديگرى كه باعث نهى مولوى باشد ، بيان نكرد ، پس به اين دليل نهى نامبرده ارشادى بوده ، و مخالفت نهى ارشادى گناه نيست ، و مرتكب آن را خارج از رسم عبوديت نمىشمارند . حال كه مسلم شد نهى مزبور ارشادى بوده ، بايد ظلم در آن چند جمله را هم طورى معنا كنيم ، كه به نافرمانى و معصيت سر در نياورد ، و آن اين است كه بگوئيم : مراد از آن ، ظلم بنفس ، و خود را گرفتار تعب و هلاكت كردن است ، نه ظلم بحقوق خدا ، كه در باب مسئله ربوبيت و عبوديت ، از منافيات شمرده مىشود ، و اين خيلى روشن است . دليل دوم مسئله توبه آدم است ، چون توبه به معناى رجوع ، و برگشتن بنده بخداست ، كه اگر از ناحيه خدا قبول شود ، گناه به كلى محو و نابود مىگردد ، و گناه كار تائب ، مثل كسى مىشود كه اصلا گناهى نكرده ، و با چنين كسى معامله بنده مطيع و منقاد را مىكنند ، و در خصوص مورد عملى كه كرده ، معامله امتثال و انقياد را مينمايند . و اگر نهى از خوردن درخت نهى مولوى بود ، و توبه آدم هم توبه از گناه عبودى ، و رجوع از مخالفت نهى مولوى مولى بود ، بايد بعد از توبه دوباره به بهشت برمىگشت ، چون توبه مخالفت او را از بين برده بود ، زيرا صريح قرآن است كه خدا توبه آدم را پذيرفت ، و حال آنكه مىبينيم بعد از توبه هم در زمين باقى ماند ، و به بهشتش برنگرداندند . از اينجا معلوم مىشود كه بيرون شدن از بهشت ، بدنبال خوردن از درخت ، يك اثر ضرورى ، و خاصيت تكوينى آن خوردن بوده ، عينا مانند مردن بدنبال زهر خوردن ، و سوختن بدنبال در آتش