السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
206
تفسير الميزان ( فارسي )
بورز ، هم خودت و هم هر كس كه با تو توبه كرده ) « 1 » و نيز فرموده : ( وَإِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ وَآمَنَ ، من آمرزندهام براى هر كس كه توبه كند ، و ايمان آورد ) ، « 2 » و آيات ديگرى نظير آن . * ( ( قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَمِيعاً فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً ) ) * ، الخ اين آيه اولين فرمانى است كه در تشريع دين ، براى آدم و ذريه او صادر شده ، دين را در دو جمله خلاصه كرده ، كه تا روز قيامت چيزى بر آن دو جمله اضافه نميشود . و خواننده عزيز اگر در اين داستان ، يعنى داستان بهشت و مخصوصا در آن شرحى كه در سوره طه آمده ، دقت كند ، خواهد ديد كه جريان داستان طورى بوده ، كه ايجاب مىكرده ، خداوند اين قضاء را در باره آدم و ذريه اش براند ، و اين دو جمله را در اولين فرمانش قرار بدهد ، خوردن آدم از آن درخت ايجاب كرد ، تا قضاء هبوط او ، و استقرارش در زمين ، و زندگيش را در آن براند ، همان زندگى شقاوت بارى كه آن روز وقتى او را از آن درخت نهى مىكرد ، از آن زندگى تحذيرش كرد ، و زنهارش داد . و توبه اى كه كرد باعث شد قضايى ديگر ، و حكمى دوم ، در باره او بكند ، و او و ذريه اش را بدين وسيله احترام كند ، و با هدايت آنان بسوى عبوديت خود ، آب از جوى رفته او را بجوى باز گرداند . پس قضايى كه اول رانده شد ، تنها زندگى در زمين بود ، ولى با توبه اى كه كرد ، خداوند همان زندگى را زندگى طيب ، و طاهرى كرد ، به نحوى كه هدايت بسوى عبوديت را با آن زندگى تركيب نموده ، يك زندگى خاصى از تركيب دو زندگى زمينى و آسمانى فراهم آورد . اين آن نكته ايست كه از تكرار او بهبوط در اين سوره استفاده مىشود ، چون در اين سوره ، يك بار مىفرمايد : ( * ( وَقُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ ، وَلَكُمْ فِي الأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ ، وَمَتاعٌ إِلى حِينٍ ) * ، گفتيم : همگى به زمين هبوط كنيد ، در حالى كه بعضى دشمن بعض ديگر هستيد ، و تا مدتى معين در آن منزل كنيد و تمتع ببريد ) ، بار دوم مىفرمايد : ( * ( قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَمِيعاً فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً ) * ، گفتيم همگى از بهشت فرود شويد ، پس هر گاه هدايتى از من بسوى شما آمد ، و البته خواهد آمد ) الخ . و اينكه توبه ميانه اين دو امر بهبوط واسطه شده ، اشعار بر اين معنا دارد ، كه توبه وقتى از آدم و همسرش سر زده ، كه هنوز از بهشت جدا نشده بودند ، هر چند كه در بهشت هم نبوده ، و موقعيت قبلى را نداشتهاند . و اين اشعار را نيز دارد ، كه نداى ( وَناداهُما رَبُّهُما : ألَمْ أَنْهَكُما عَنْ تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ ؟ « 3 »
--> 1 - سوره هود آيه 112 2 - سوره طه آيه 82 3 - سوره اعراف آية 22