السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
172
تفسير الميزان ( فارسي )
شدن در دنيا است ، لا جرم موت و حيات در هر دو آيه را حمل بر موت قبل از زندگى دنيا ، و حيات در دنيا مىكنيم ، و موت و حياة دوم را در هر دو حمل بر موت در دنيا و زندگى در آخرت مينمائيم ، و مراد از مراتبى كه در آيه دوم است ، همان مراتبى است كه آيه اول بدان اشاره نموده ، پس دلالت آن بر مسئله برزخ هيچ معنا ندارد ) و لكن اين حرف خطا است . براى اينكه سياق دو آيه مختلف است ، در آيه اول يك مرگ و يك اماته و دو احياء مورد بحث واقع شده ، و در آيه دوم دو اماته و دو احياء آمده ، و معلوم است كه اماته بدون زندگى قبلى تصور و مصداق ندارد ، بايد كسى قبلا زنده باشد تا او را بميرانند ، بخلاف موت كه بر هر چيزى كه زندگى به خود نگرفته صدق مىكند ، مثلا مىگوييم زمين مرده ، يا سنگ مرده ، يا امثال آن . پس موت اول در آيه اول غير اماته اول در آيه دوم است ، پس ناگزير آيه دوم يعنى آيه : ( أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ ، دو بار ما را ميراندى و دو بار زنده كردى ) ، « 1 » را بايد طورى معنا كنيم كه دو مرگ بعد از دو زندگى صادق آيد ، و آن اينست كه ميراندن اولى ميراندن بعد از تمام شدن زندگى دنيا است ، و احياء اول زنده شدن بعد از آن مرگ ، يعنى زنده شدن در برزخ ، و ميراندن و زنده شدن دوم ، در آخر برزخ ، و ابتداء قيامت است . و اما در آيه مورد بحث دو تا ميراندن نيامده ، تنها يك مرگ و يك زنده كردن و يك ميراندن و يك زنده كردن ، و سپس بازگشت به خدا آمده ، فرمود : ( * ( وَكُنْتُمْ أَمْواتاً ، فَأَحْياكُمْ ، ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ، ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ، ثُمَّ إِلَيْه تُرْجَعُونَ ) * ، شما مرده بوديد ، خدا زنده تان كرد ، و سپس شما را مىميراند ، و آن گاه زنده مىكند ، و پس از چندى بسوى او باز مىگرديد ) « 2 » و اگر در اين آيه بعد از جمله * ( ( ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ) ) * فرموده بود : ( و اليه ترجعون ) ، معنا اين ميشد ، كه سپس شما را زنده مىكند ، و بسويش باز مىگرديد ، و لكن اينطور نفرمود ، بلكه كلمه ( ثم ) را در جمله دوم به كار برد ، و معمولا اين كلمه در جايى به كار مىرود كه فاصله اى در كار باشد ، هم چنان كه ما آن را معنا كرديم به ( پس از چندى بسوى او باز مىگرديد ) ، و همين خود مؤيد آيه دوم در دلالت بر ثبوت برزخ است ، چون مىفهماند بين زنده شدن ، و بين بازگشت بسوى خدا ، زمانى فاصله مىشود ، و اين فاصله همان برزخ است . * ( ( وَكُنْتُمْ أَمْواتاً ) ) * اين جمله حقيقت انسان را از جهت وجود بيان مىكند ، و مىفرمايد وجود انسان وجودى است متحول ، كه در مسير خود از نقطه نقص بسوى كمال مىرود ، و دائما و تدريجا در تغير و تحول است ، و خلاصه راه تكامل را مرحله بمرحله طى مىكند ، قبل از اينكه پا بعرصه دنيا بگذارد مرده بود ، ( چون جزو كره زمين بود ) ، آن گاه باحياء خدا حياة يافت ، و سپس هم چنان با
--> 1 - سوره مؤمن آيه 11 2 - سوره بقره 28